در یادداشت فقهی این دوشنبه، اعمال مستحبی عید غدیر خم از جمله چگونگی برقراری پیوند برادری و نماز عید غدیر بیان میشود.
عید غدیر خم، با نصب امیرالمؤمنین حضرت علی (علیهالسلام) به ولایت و امامت روز تکمیل دین اسلام و بزرگترین عید اسلامی است. اهمیت غدیر در روایات اهلبیت (علیهمالسلام) به اندازهای است که از آن به عیدالله الاکبر (عید بزرگتر الهی) یاد شده است. (نک: شیخ طوسی، تهذیب الاحکام، ج ۳ ص ۱۴۳).
این روز پرعظمت و مبارک دارای احکام استحبابی ویژه و فراوانی است که به نمونههایی از آنها همراه با برخی توضیحات میپردازیم.
برچسبها:
ادامه مطلب
بسم الله الرحمن الرحیم
ایشان بعد از ذكر و شرح آیه «انما ولیكم الله و رسوله والذین آمنوا الذین یقیمون الصلوة و یؤتون الزكوة و هم راكعون.» (مائده/ 55) به تفسیر آیه تبلیغ پرداخته و مىنویسد:
«... از آیاتى كه در این مورد در سوره مائده وارد شده یكى این آیه است: یا ایها الرسول بلغ ما انزل الیك من ربك و ان لم تفعل فما بلغت رسالته ( مائده/67) اینجا لحن، خیلى شدید است: اى پیامبر! آنچه را كه بر تو نازل شد تبلیغ كن و اگر تبلیغ نكنى رسالت الهى را تبلیغ نكردهاى.
مفاد این آیه آنچنان شدید است كه مفاد حدیث «من مات و لم یعرف امام زمانه، مات میتة جاهلیة.» اجمالا خود آیه نشان مىدهد كه موضوع آنچنان مهم است كه اگر پیغمبر تبلیع نكند، اصلا رسالتش را ابلاغ نكرده است.
سوره مائده به اتفاق شیعه و سنى، آخرین سورهاى است كه بر پیغمبراکرم نازل شده و این آیات، جزء آخرین آیاتى است كه بر پیامبر نازل شده یعنى در وقتى نازل شده كه پیغمبر(ص) تمام دستورات دیگر را در مدت سیزده سال مكه و ده سال مدینه گفته بوده و این، جزء آخرین دستورات بوده است. شیعه سؤال مىكند: این دستورى كه جزء آخرین دستورهاست و آنقدر مهم است كه اگر پیغمبر آن را ابلاغ نكند، همه گذشتهها كان لم یكن [هیچ و پوچ] است چیست؟ یعنى شما نمىتوانید موضوعى نشان بدهید كه مربوط باشد به سال هاى آخر عمر پیغمبر و اهمیتش در آن درجه باشد كه اگر ابلاغ نشود هچ چیز ابلاغ نشده است. ولى ما مىگوییم آن موضوع، مساله امامت است كه اگر نباشد، همه چیز كان لم یكن است، یعنى شیرازه اسلام از هم مىپاشد. به علاوه شیعه از كلمات و روایات خود اهل تسنن، دلیل مىآورد كه این آیه در غدیر خم نازل شده است.» (1)
برچسبها:
ادامه مطلب
بسيارى از علماى اهل سنت تا حدودى انصاف به خرج داده و دلالت حديث را بر امامت و سرپرستى حضرت امير علیه السلام قبول كردهاند، اينك به اسامى برخى از آنها اشاره میكنيم:
برچسبها:
ادامه مطلب
علی ابن ابیطالب : سخنان شما سنگهای سخت را نرم می کند
علی ابن ابیطالب : در فتنه ها همچون بچه شتر باش که نه پشت دارد تا بر آن سوار شوند و نه پستانی که از آن شیر بدوشند .
علی ابن ابیطالب : دعوت کننده ای که فاقد عمل باشد مانند تیر اندازی است که کمان او زه ندارد
برچسبها:
ادامه مطلب
بسم الله الرحمن الرحیم
رسول خدا(صلى الله عليه و آله و سلم)در وصيت هايى که به على (عليه السلام ) نمودند مى فرمايند:
اى على : دوازده چيز را سزاوار است بر سر سفره رعايت کنند:
1. شناختن غذا (حلال يا حرام )
2. بسم الله گفتن
3. شکر خدا
4. رضايت به تقدير الهى
5. بر پاى چپ تکيه کردن
6. با سه انگشت خوردن ( لقمه کوچک برداشتن )
7. از دم دست خوردن
8. ليسيدن انگشت
9. لقمه کوچک برداشتن
10. خوب جويدن
11. به اين و آن کم نگاه کردن
12. شستن هر دو دست
(کتاب نصايح - سخنان چهارده معصوم - هزار و يک سخن : ص 233) به نقل از کتاب داستانهايي از بسم الله الرحمن الرحيم (جلد 2) تاليف قاسم مير خلف زاده )
ما جقدر اين آداب رو رعايت مي کنيم ؟
برچسبها:
ادامه مطلب
بسم الله الرحمن الرحیم
حضرت علی(علیه السلام) روز جمعه 13 رجب سال عامل الفیل بطرز عجیب و بیسابقهای درون کعبه متولد شد، آن بزرگمرد مظهر حق و عدالت و اسوه بزرگی و جوانمردی است که اصول زندگی وی، هریک درسی بزرگ برای انسانهای خداجوی و طالب کمال است.
حضرت علی(علیه السلام) فرزند ابوطالب و نوه عبدالمطلب و هاشم جد اوست. سیزده سال قبل از بعثت، در عرصه عالم خاکی ظهور کرد. کنیه او ابوالحسن و حیدر نیز لقب اوست. علی از دوران کودکی پرورش یافته پیامبر(صلی الله علیه وآله) بود و معرفت، حکمت و اخلاق را از او آموخت.
می گویند خوشبخت و سعادتمند کسی است که دو روزش همانند یکدیگر نباشد، در آستانه ماه رجب، ماه خدا، ماهی که در آن رحمت خداوند بر سر بندگان همچون باران در حال ریزش می باشد و رسیدن به خوشبختی و سعادت جاودانه در یک قدمی هر کدام از ما قرار گرفته است، چه خوب است که نگاهی به زندگی بزرگ مرد عالم ، علی علیه السلام بزنیم و دسته گلی از گلستان حیدری را برای زندگی خود برچینیم .
برچسبها:
ادامه مطلب
بسم الله الرحمن الرحیم
* تقدّم ولایت بر رسالت
دوستان، خطابهایی را که در چنین روزی به پیغمبر اکرم شد، زیاد شنیدهاند؛ یکی در مورد تبلیغ بود: «یَا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ» و یکی هم درباره اکمال دین بود: «الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دینَکُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتی وَ رَضیتُ لَکُمُ الْإِسْلامَ دیناً» .
در اینجا دو مسئله وجود دارد؛ یکی این که خطاب «یَا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ» آیا در روز غدیر از ناحیه خداوند به پیغمبر اکرم القاء شده یا قبل از آن بوده است؟ یعنی آیا بعد از آنکه حج تمام شد و پیغمبر اکرم داشتند به سوی مدینه تشریف میآوردند، به ایشان امر شد که ولایت علی علیهالسلام که مظهر تامّ ولایت است را به مردم برسانند؟ یا در زمان دیگری بود؟ مورخین این قضیه را مختلف نقل کردهاند. مطلب دیگر این است که چه نسبتی که بین رسالت و ولایت وجود دارد؟
* زمانِ «امر به نصب» امروز نبود
در مورد مسئله اوّل باید بگوییم که چنین نبوده است که خدای متعال امروز یا در این موسم حج به پیغمبر اکرم این معنا را القا کرده باشد. بلکه این، مطلبی بود که خداوند مکرّر در مکرّر به پیغمبر اکرم فرموده بودند. یکی از مواردی که به پیغمبر اکرم این معنا القاء شد و بالاترین مورد القای این معنا نیز هست، زملانی بود که پیغمبر اکرم به معراج رفت. خدای متعال این امر را در آنجا و در بالاترین مقام به پیغمبر القاء فرمود. مسئله ولایت علی علیهالسلام از آنجا سرچشمه میگیرد.
* یک روایت با سندی عالی
در این مطلب، نکات بسیار لطیف، بالا و والای معرفتی وجود دارد که چرا در معراج این معنا به پیغمبر اکرم القاء شد. حالا من روایتی را میخوانم که در همین مورد است. روایت از امام صادق(صلواتاللهعلیه) است که ایشان از پدر بزرگوارشان امام باقر(صلواتاللهعلیه) نقل میکنند، ایشان هم از علیبنالحسین زین العابدین(صلواتاللهعلیه)، آن حضرت هم از پدر بزرگوارش امام حسین(علیهالسلام) روایت را نقل میکنند تا به پیغمبر اکرم میرسد. پس سند روایت بسیار عالی و والا است؛ چون در این سند، همه راویان از معصومین(صلواتاللهعلیهماجمعین) هستند.
* سخن گفتن رو در روی خدا با پیغمبرش
روایت این است: «قال رسول الله(صلّیاللهعلیهوآلهوسلّم) لَیْلَةَ أُسْرِیَ بِی إِلَى السَّمَاءِ کَلَّمَنِی رَبِّی جَلَّ جَلَالُهُ» پیغمبر اکرم فرمود: در شبی که مرا به سوی آسمانها بردند، پروردگارم با من سخن گفت. اوّلاً این شب همان شب معراج است که قرآن کریم میفرماید: «سُبْحانَ الَّذی أَسْرى بِعَبْدِهِ لَیْلاً مِنَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ إِلَى الْمَسْجِدِ الْأَقْصَى» نکته دیگر این است که ظاهراً این صحبت کردن خدای متعال با پیغمبر، بدون حجاب بوده است؛ چونکه «مِن وَراء حجاب» ندارد.
ما در روایات داریم که وقتی خداوند با دیگر انبیایش سخن میگفت به آنها وحی میکرد و از پس حجاب با آنها ارتباط برقرار میکرد، ولی این سخن گفتن با پیغمبر خاتم و در شب معراج، وحی از ورای حجاب نبود، بلکه خدا رویارو با آن حضرت صحبت میکرد. عبارت «کلّمنی ربّی جلّ جلاله» هم همین معنا را درباره کیفیت صحبت میرساند که خداوند در شب معراج یک صحبت رویارو با آن حضرت رسول داشته است.
* بعد از تو، علی(ع) حجت من است
حال آن سخن چه بود؟ « فَقَالَ یَا مُحَمَّدُ!» خدا مرا صدا زد. «فَقُلْتُ لَبَّیْکَ رَبِّی» من هم عرض کردم: بله؛ پروردگار من! «فَقَالَ إِنَّ عَلِیّاً حُجَّتِی بَعْدَکَ عَلَى خَلْقِی». فرمود: علی بعد از تو حجّت من بر بندگان است. ببینید مسئله ولایت حضرت از کجا شروع میشود! اصل ماجرای ولایت حضرت از خود خدا شروع میشود.
* ریشه و اصل ولایت امیرالمؤمنین
بله؛ ما این خبر را هم در روایات داریم که پیغمبر اکرم در ابتدای بعثت، هنگامی که رسالتش را ابلاغ کرد، همانجا فرمود که هرکس که دعوت مرا بپذیرد، او وزیر و جانشین من است. ظاهر این ماجرا این است که قضیه ربطی به حکم و نصب خدا ندارد؛ امّا اینها جنبه ظاهری قضیه است و ریشه کار به خود خدا بر میگردد. لذا حضرت رسول میفرماید: «خداوند» به من فرمود که علی بعد از تو بر خلق من حجّت است. «وَ إِمَامُ أَهْلِ طَاعَتِی» او است که رهبر و پیشوای اهل طاعت من است. «مَنْ أَطَاعَهُ أَطَاعَنِی وَ مَنْ عَصَاهُ عَصَانِی». هرکس او را اطاعت کند، مرا اطاعت کرده و هر که او را عصیان کند، مرا عصیان کرده است.
* «امر به نصب» در شب معراج
حالا دقت کنید که در اینجا چه فرمانی صادر میشود؛ «فَانصِبْهُ عَلَماً لِأُمَّتِکَ یَهْتَدُونَ بِهِ بَعْدَکَ» خدا به پیغمبرش دستور میدهد که «تو او را به عنوان عَلمی برای امّتت نصب کن تا مردم بعد از تو، به سبب او هدایت شوند». پس «اصل فرمان نصب» در شب معراج بوده است نه حجّۀ الوداع. خوب دقت کنید!
* تفاوت «إخبار به نصب» با «دستور به آن»
توجّه داشته باشید که ما یک خبر دادن داریم و یک دستور دادن؛ «إخبار به منصب» یک چیز است و «مأموریت دادن برای نصب» مطلب دیگری است. این طور نبود که مأموریت نصب علی(علیهالسلام) در حج به پیغمبر اکرم داده شده باشد؛ بلکه این مأموریت در شب معراج به حضرت محوّل شد.
این نکته خیلی ظریفی است که عرض کردم؛ «مأموریت نصب» در شب معراج به پیغمبر اکرم ابلاغ میشود، آن هم بدون واسطه و از ناحیه خود خداوند که علی(علیه السلام) را به این مقام منصوب کن. این خطاب در شب معراج بوده که هیچ حجابی بین پیغمبر اکرم و ربّش نبود. این مأموریّت در یک مکالمه رویارو بین ربّ و عبد واگذار شد.
* تقدِم ولایت بر رسالت
بحث دوم در مورد «رابطه بین رسالت و ولایت» است. اوّلاً اینطور نیست که ولایت یک امر ظاهری باشد، ثانیاً اینطور هم نیست که بعضی گفتهاند، صرفاً برای رسالت، جنبه کمکی دارد. برخی این معنا را طرح میکنند که «ولایت، عون و کمک رسالت است» حال اینکه مسئله این نیست.
خود آیه هم گویای این معنا است که ولایت، نقش محوری داشته و عون و کمک رسالت نیست. این تعبیر دقیقتر و رساتر است که «اصلاً رسالت، برای ولایت جنبه مقدّمی دارد». ثقل و سنگینی بحث، به طرف ولایت است نه رسالت. تعبیرهایی که میگوید ولایت به رسالت کمک میکند و ثقل بر روی رسالت است، درست نیست. ثقل در ناحیه ولایت است و رسالت، همچون پلی است تا ما از آن عبور کنیم و به ولایت برسیم. مقصد، ولایت است و رسالت گذرگاهی برای رسیدن به ولایت است.
* همه کارهای پیغمبر، به دستور الهی بود
حالا من نکتهای را میخواهم بگویم که ندیدهام کسی روی این مسئله بحثی کرده باشد. شما میدانید تمام اعمالی که پیغمبر اکرم در باب رسالت انجام میداد، همهاش حساب شده و از ناحیه خدا بود. کسی منکر این مطلب نیست که تمام گفتار و اعمال حضرت، همه و همه به دستور الهی بود؛ و چه بسا بسیاری از اعمال پیغمبر اکرم معانی مجسّمی بود که مظهر یک سنخ حقایق در خارج بودند. یعنی این رفتارها و گفتارها، ظهور آن معانی بلند حقیقی بود که حضرت دریافته بودند و آن را اینگونه ابراز میکردند.
* نمونهای از تقدّم ولایت بر رسالت
مثلاً حضرت در فتح مکّه وقتی که میخواست مسئله شرک از نظر ظاهری ریشهکن شود، وارد کعبه شدند و با همراهی علی(علیهالسلام) بتها را بیرون ریختند. این از فضیلتهای بسیار بلند حضرت امیر است که وقتی وارد خانه کعبه میشوند، یشان قدم روی شانههای پیغمبر اکرم میگذارد و بالا میرود تا بتها را سرنگون کند. ببینید در اینجا رسول، پل و گذرگاهی است برای اینکه ولایت کار خودش را انجام دهد. نقش اساسی مربوط به ولایت است و رسالت گذرگاه است. بنابراین صحیح، این است که عبارت مشهور را بر عکس کنیم و بگوییم «رسالت، کمک ولایت است» نه اینکه ولایت، کمک رسالت باشد.
* امر خدا بود که علی پا بر شانه رسول خدا بگذارد
این عمل و فعل خارجی رسول خدا، اتفاقّی نیست که مثلاً دو نفر به هم رسیده باشند و یکی بگوید: تو بالا برو و بتها را بشکن! تمام اینها حساب شده است. اصلاً پیغمبر اکرم از ناحیه خدا اجازه نداشت که علی(علیهالسلام) را نگه دارد تا خودش پایش را روی شانه او بگذارد و بتها را سرنگون کند. حضرت چنین وظیفهای نداشت. وظیفه پیغمبر همین بود که از علی(علیهالسلام) بخواهد که او بالا رود و این کار را انجام دهد. اینها همه حساب شده بوده و از معانی بسیار بالایی است که گویای حقایقی میباشد که در پشت پرده ظاهر است. همه اینها گویای این حقیقت است که رسالت، گذرگاهی برای ولایت است و این ولایت است که کار اساسی را انجام میدهد.
* بررسی یک شبهه؛ پیغمبر، صاحب ولایت و رسالت
در اینجا نکتهای را بگویم که یک وقت اشتباه نشود؛ ممکن است کسی بگوید: مگر پیغمبر اکرم دارای ولایت نبود که شما این حرفها را میزنید؟ جواب این است که بله؛ پیغمبر اکرم هم دارای ولایت بود و اصلاً حضرت «مجمع دو عنوان رسالت و ولایت» بود، امّا نکته اینجا است که ایشان از نظر خارجی، «مظهر رسالت» بود.
* چگونگی تشخیص کارهای رسالی و ولایی رسول خدا
حال اگر ما بخواهیم در وجود پیغمبر و نسبت به کارهایی که ایشان انجام دادند، تفکیک کنیم و ببینیم که کدام کار مربوط به جنبه رسالت ایشان است و کدام مربوط به جنبه ولایت است، چه باید بکنیم؟ چون ایشان هر دو جنبه را دارند. امّا از کجا بفهمیم که این کار مربوط به جنبه رسالت است یا ولایت چه باید بکنیم؟ اینجا است که آن موجودی که مظهر ولایت است، نقش ولایت را ایفا میکند و آن کسی که مظهر رسالت است، نقش رسالت را باید ایفا کند؛ ولو اینکه آن موجودی که مظهر رسالت است، مظهر ولایت هم باشد.
لذا در آن روز که باید کار نهایی صورت پذیرد، وظیفه پیغمبر اکرم این است که بایستد و گذرگاه ولایت شود تا ولایت کار اساسیاش را انجام دهد. اهمیّت ولایت در این جهت است.
* کار نهایی با ولایت است
حالا ما یک سنخ اصطلاحاتی داریم که بهکار هم گرفته میشود؛ مثلاً در این آیه هم، همین مطلب آمده است که رسالت نقش ارائه طریق دارد و ولایت، ایصال به مطلوب میکند؛ یعنی یکی راه را نشان میدهد و دیگری دست انسان را گرفته و او را به هدف نهایی میرساند.
اگر دقّت کنید میبینید که همه این اعمال حضرت نیز با این بحث تطبیق میکند؛ چرا که پیغمبر میایستد و به علی میگوید که بالا برو! این ارائه طریق است. راه هدایت این است که بتها شکسته شوند. امّا چه کسی عملاً بتها را میشکند؟ چه کسی حقیقتاً ایصال به مطلوب میکند و کار اساسی و نهایی را انجام میدهد؟ شما میبینید ولایت است که نقش ایصال به مطلوب دارد.
* ولایت یعنی ایصال به مطلوب نه تبلیغ
این اصطلاح اهل معرفت درست است و کار رسول با ولی فرق دارد. همه انبیاء که رسولان الهی هستند، کارشان تبلیغ است؛ «یا ایها النبی، یا ایها الرسول و ...» هرکدام ازا ین خطابها میگوید: «بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ»؛ و بیش از این وظیفهای متوجّه آنها نیست. تنها وظیفهشان ابلاغ و ارائه طریق است. امّا آنکه دست انسان را میگیرد و او را به مقصد میرساند، ولایت است.
* «ایمان» بعد از اسلام و «ولایت» شرط ایمان است
شما به روایاتی که در باب ایمان داریم، نگاه کنید! میشود گفت که سرآمد روایات در ارتباط با ولایت، آنجا است و حرفی از رسالت در میان نیست. در روایات گاهی بین اسلام و ایمان تفکیک میشود و میگویند که اسلام یک چیز ابتدایی و صرفاً یک گذرگاه است؛ اسلام گذرگاهی برای رسیدن به توقفگاه ولایت است. لذا میبینیم که میفرمایند: «حُبُّ عَلِیٍّ إِیمَانٌ وَ بُغْضُهُ کُفْر» .
* چرا «حبّ پیغمبر» نشانه ایمان نیست؟
آیا شما حتّی یک روایت دیدهاید که بگوید: «حبّ محمّد ایمان»؟ ما چقدر روایت از خود پیغمبر اکرم داریم که ایمان را مختصّ در صاحب ولایت و مظهر آن یعنی حضرت علی(علیهالسلام) میداند! خود پیغمبر اکرم مظهر ولایت و منبع ولایت است، امّا فعلاً در خارج به عنوان رسول مطرح بوده و مظهر رسالت است نه ولایت؛ برای همین کمال ایمان را در مظهر ولایت معرّفی میکنند. نه اینکه حضرت رسول إعمال ولایت نمیکند؛ میکند، ولی فعلاً مظهر ولایت ایشان نیست.
* دین مورد رضایت خدا، دین با ولایت است
من نمیخواهم تفسیر بگویم، ولی اینجا که قرآن میفرماید: «الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دینَکُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتی وَ رَضیتُ لَکُمُ الْإِسْلامَ دیناً» معنایش این است که «دینی که مرضی خداوند است، تنها ارائه طریق نمیکند، بلکه دینی است که انسانها را به خدا میرساند». ایصال به مطلوب هم با ولایت ممکن است. دین مورد پسند و رضایت خدا باید عملاً شرکشکن باشد و حقیقتاً انسانها را به توحید برساند نه اینکه فقط راه توحید را به آ«ها نشان دهد. دین کامل و نعمت تمام، این است که از انسانها دستگیری کند و آنها را واقعاً موحد کند. این دین، مرضی خدا است.
* ولایت یعنی «عمل» نه «حرف»
لذا مسائل زیادی در کنار این مطلب مطرح میشود؛ مثلاً مساله ولایت ظاهری و باطنی، ولایت در سطح جامعه و... با این توضیحات میفهمیم که ولایت، جنبه عملی دارد. در ولایت، کار و عمل مطرح است، نه تبیین و توضیح. لذا مبیّن احکام، رسول است و مجری آنها در سطح جامعه، کار صاحب ولایت است. برای همین است که میبینیم ولایت اصلاً جنبه ارشادی ندارد. مثلاً یک پدر که ولی فرزند خویش است، عملاً دست او را میگیرد و این طرف و آن طرف میبرد. به این میگویند: «ولی».
* علی، امام «اهل طاعت» است نه «اهل حرف»
برای همین است که در ذیل روایت آمده است که خداوند فرمود: «انّ علیاً حجّتی بعدک علی خلقی و امام اهل طاعتی». علی پیشوای اهل طاعت است. در اینجا مسئله عمل مطرح شده است. «امام اهل طاعتی» یعنی علی امام کسی است که اهل عمل است. اینجا دیگر بحث حرف نیست، حرف بیان احکام هم نیست. حتی اعتقاد به حکم ظاهری هم مطرح نیست؛ «امام اهل طاعتی».
* علی، پدری است که دست فرزندش را میگیرد
«من أطاعه أطاعنی و من عصاه عصانی» یعنی علی(علیهالسلام) دست هر کسی را که گرفت، به سویی سوق داد و او هم با علی همسفر شد و رفت، علی او را به مطلوب، ایصال میکند. دست علی، دست خدا است. لذا طاعت علی، طاعت خدا است؛ این مثل پدری است که ولی فرزندش بوده و دست او را میگیرد و راه میبرد. «من عصاه عصانی» هر کس هم که عملاً از او سرپیچی کند مرا عصیان مرا کرده است. مثل اینکه دستش را از دست منِ خدا رها کرده است. بعد از همه اینها خداوند میفرماید که «فَانصِبْهُ عَلَماً لِأُمَّتِکَ یَهْتَدُونَ بِهِ بَعْدَکَ».
خلاصه بحث
من دو مطلب را میخواستم عرض کنم؛
یکی اینکه مأموریت نصب، اختصاصی به موسم حج نداشت که این مأموریت به پیغمبر اکرم داده شد. این مأموریت بین پیغمبر اکرم و ربّش در شب معراج واقع شد. اِخبار قبل از آن هم بود و خود پیغمبر اکرم هم این مطلب را میدانست، لذا از همان اول هم آن را میفرمود؛ امّا مأموریت در شب معراج واگذار شد.
مطلب دیگر اینکه نسبت بین رسالت و ولایت چه نسبتی است؟ باید گفت که رسالت ـبما انّها رسالةـ گذرگاهی برای ولایت است و ولایت است که اساس کار بوده و کار اصلی را به سرانجام میرساند. اگر ولایت نبود، رسالت لغو بود. اگر ولایت نبود، لغویت نسبت به رسالت لازم میآمد. چون مقصد همه ادیان همان ولایت و امامت است و بس.پایان
نویسنده:ghadir313
نظر یادتون نره
برچسبها:
عیدقربان ، جشن رهیدگی از اسارت نفس
و شکوفایی ایمان و یقین بر همه ابراهیمیان مبارک باد . . .
ای عزیزان به شما هدیه ز یزدان آمد
عید فرخنده ی نورانی قربان آمد
حاجیان سعی شما شد به حقیقت مقبول
رحمت واسعه ی حضرت سبحان آمد . . .
سربلندی ابراهیم ، آرامش اسماعیل، امیدواری هاجر، عطر عرفه
و برکت عید قربان را برای شما آرزومندم
زندگیتان به زیبایی گلستان ابراهیم و پاکی چشمه ی زمزم
عید سعید قربان همایون باد . . .
عید قربان با نماز و عبادتش ، با ذکر و دعایش ، با قربانى و صدقات و احسانش
بسترى براى جارى ساختن مفهوم عبودیت و بندگى است
این عید بندگی بر شما مبارک
بر پیکر عالم وجود جان آمد
صد شکر که امتحان به پایان آمد
از لطف خداوند خلیل الرحمن
یک عید بزرگ به نام قربان آمد . . .
در وصف تو ای گل مرا جانی هست / یادم آمد گذر از نفس نشانی هست
به وقت سرور و مستی ات، سالها / در عید سعید قربان شادمانی هست
عید قربان بر همگان میارک باد
جدیدترین اس ام اس های عید قربان
عید قربان به حقیقـت ز خداوند کریم
آفتابی به شب ظلمت انسان آمد
جمله دلهاچو کویری ست پر از فصل عطش
بر کویـر دل ما ، نعمت باران آمد . . .
جملات بسیار زیبا برای تبریک عید قربان
نگارا عید قربان است قربانت شوم یا نه ؟ / نگفتی یک دمی آیا که مهمانت شوم یانه ؟
برای طوف کویت جامه احرام بر بستم / گدای دوره گرد گوشه خوانت شوم یا نه ؟
عید است بیا بخانه ام قهر مباش / مغرور ترین دختر این شهر مباش !
قربان تو گردم همگی میخندند / عیدانه بده و تلخ چون زهر مباش
عید قربان مبارک
اس ام اس عاشقانه عید قربان !
خاک عرفات را ، آب زمزم را ، کوه حرا را ، جرات ابراهیم
و طاقت اسماعیل را ، وصال معشوق را صاحب کعبه نصیبت کند . . .
عیدتان مبارک
عید قربان ، یعنى فدا کردن همه «عزیزها»
در آستان «عزیزترین»، و گذشتن از همه وابستگى ها به عشق مهربان ترین . . .
پیامک ویژه تبریک عید قربان
تا حالا فکر کردی اگر خدا به حضرت ابراهیم امر می کرد
به جای پسرش ، زنش رو قربانی کنه
این مراسم هرسال با چه شکوهی تکرار می شد!؟
در موعود نگاه زیبایت ، اسماعیل شده ام
که قربانی پشم های روشنت باشم
بگو کدام قربانگاه را برای آخرین نفسم برگزیده ای
ای خلیل من !
عید قربان عید عبادت و بندگی و عید اطاعت از قادر یکتا برشما تهنیت باد . . .
بهترین متون تبریک عید قربان
عید قربان زنده دارد یاد قربانگشتگان را
پاسداران و اسیران و به خون آغشتگان را
خیز و در این عیدقربان سوی قربانگاه رو کن
معنی بیت و حرم را در شهادت جستوجو کن . . .
جملات کوتاه و زیبا برای عید قربان
عید قربان نزدیکه، این جماعت براشون گاو و گوسفند فرقی نمی کنه
نگرانتم !
عید قربان آمدومن هم شدم قربانیت
گرچه من دعوت ندارم آمدم مهمانیت
مفلسم آهی ندارم در بساطم ناگزیر
این دل صد پاره و چشمان تر ارزانیت . . .
عید قربان مبارک
جوک و اس ام اس خنده دار عید قربان
عید اضحی رسم و آئین خلیل آزرست
بعد آن ،عید غدیر، روز ولای حیدر است
عید قربان و پیشاپیش عید سعید غدیر مبارک . . .
عید قربان گرچه آیین خلیل آزر است / ملت اسلام را امروز زیب و زیور است
حبّذا عیدى که سرخ از خون قربانى او / گونه اسلام و روى ملت پیغمبر است . . .
شوق دیدار قرار از دل ِ بیمار زدست / هی به تن ، حال ِ دل ِ زار نبینی چه نشست
گفتمش خیز به پا موسم ِ حج ، چون دگران / خانه را سیر تماشا ، دلِ معشوقه پرست
دوبیتی زیبا برای عید قربان
ز اسماعیل جان تا نگذری مانند ابراهیم
به کعبه رفتنت تنها نماید شاد شیطان را
کسی کو روز قربان، غیر خود را می کند قربان
نفهمیده است هرگز معنی و مفهوم قربان را
عید قربان، عید شرافت بنى آدم است و کرامت انسانى اش
جشن رها شدن از قید پدرانى است که جان فرزند خویش را نذر قربان گاه ها مى کردند . . .
بگذر از فرزند و جان و مال خویش
تا خلیل اللّه ِ دورانت کنند
سَر بِنه بر کف، برو در کوی دوست
تا چو اسماعیل، قربانت کنند . . .
زندگیتان به زیبایی گلستان ابراهیم و پاکی چشمه زمزم . . .
عید قربان مبارک
مبارک باد عید قربان ، نماد بزرگ ترین جشن رهایى انسان از وسوسه هاى ابلیس . . .
عید قربان که پس از وقوف در عرفات و مشعر و منا فرا مى رسد
عید رهایى از تعلقات است ، رهایى از هر آنچه غیرخدایى است
در این روز، اسماعیل وجود را، یعنى هر آنچه بدان دلبستگى دنیوى پیدا کردیم
قربانى کنیم تا سبکبال شویم . . .
عید قربان عیدی که یاد بود خاطره است
خاطره یک پدر و قصه یک پسر
عیدی که یادبود ابراهیم خلیل است
عیدی که قصه ایثار اسماعیل
بیائید به یاد بود بابای ابراهیم به قربان گاه برویم
و الله اکبر را زمزمه کنیم
خوشا «ذیالحجه» روز عید قربان / شروع داستان عشق و ایمان
خواهی که تو را کعبه کند استقبال / مایی و منی را به منا قربان کن . . .
عید قربان ، پر شکوهترین ایثار و زیباترین جلوه ی تعبد در برابر خالق یکتا بر شما مبارک . . .
برچسبها:
آرشیو کامل اس ام اس های عید غدیر
عید است و غــدیرش ، علی والا است ، علی
دل تشنه عـــــدل است و او دریاست ، علی
جشن است و مبارک ، علی گشته است ، ولی
دنیا همـــه را شادی که مـــــولا است ، علی
.
.
.
بر عید غدیر عید اکبر صلوات / بر چهره ی نورانی حیدر صلوات
بر فاطمه این عید هزاران تبریک / بر یک یک اهل بیت کوثر صلوات . . .
عید غدیر بر شما مبارک
.
.
.
زیر چتر بوسه ها ، آسمان غدیر شد
فرصت ِ تنفس ِ نغمه ی کویر شد
ترجمانی از بهشت ،ترجمانی از خدا
روی دست ِ عرشیان، آیه ای غدیر شد . . .
.
.
.
عیدی چو غدیر این قدر معظم نیست / حبلی چو ولایتش چنین محکم نیست
بر رشته ی محکم ولایت صلوات / بیچاره بود هر آن که مستعصم نیست
عید سعید غدیر خم مبارک باد
.
.
.
این عید سعید حیدر کرار است
شادی و شعف به عرش حق بسیار است
ذکر صلوات بر محمد امروز
خشنودی آل عترت و اطهار است
عید سعید غدیر خم مبارک باد
.
.
.
غافل مشو از عید غدیر و برکات / امروز خدا گشوده است باب نجات
جبریل و ملائک همه با امر خدا / سر داده ز گل دسته ی هستی صلوات
.
.
.
در عید غدیرخم بسی مسرورم / از نور جمال مرتضی مسحورم
امید که در حشر به ذکر صلوات / با حب علی خدا کند محشورم
.
.
.
در عید غدیر شاد و دست افشانم / مست از می ناب حضرت سبحانم
یاران همه در سماع و ذکر صلوات / خاموش نشستن این زمان نتوانم
.
.
.
در عید غدیرخم چو پیمان بستند / تا آخر عمر عهدشان نشکستند
بر روح بلند پایمردان صلوات / لعنت به جماعتی که آن بگسستند
.
.
.
از فرط گنه جهان ما شد تاریک / ای کاش خدا برای عرض تبریک
در عید غدیرخم به نور صلوات / عیدی بدهد فرج نماید نزدیک
.
.
.
یارب به حق غدیر و مولای غدیر / با دست علی ومرتضی دستم گیر
تا همره قدسیان فرستم صلوات / فریاد زنم ز فرط شادی تکبیر
.
.
.
خورشید خجالت زده شد روز غدیر / در رشک رخ نبی و سیمای امیر
پس چهره برافروخت به ذکر صلوات / تفسیر بشد وگرنه آن دم تکویر
.
.
.
آغاز علی بود و علی حُسن ختام / او اول و آخر است به دین اسلام
در عید غدیرخم فرستد صلوات / هر کس که و را علی ولی گشت و امام
.
.
.
امید خدا به ما نویدی بدهد / در عید غدیر اجر مزیدی بدهد
از برکت ذکر یاعلی و صلوات / حق با فرجش بر همه عیدی بدهد
برچسبها:
|
پاسخ به معروفترین شبهه درباره غدیر خم
آیتالله سیدمحمد حسینی قزوینی: وهابیها برای تحریف واقعه تاریخی و روایت متواتر غدیر، ماجرای سپاه یمن را عنوان میکنند، در حالی که این واقعه از لحاظ زمانی دو سال قبل از غدیر بود. |
برچسبها: