در یادداشت فقهی این دوشنبه، اعمال مستحبی عید غدیر خم از جمله چگونگی برقراری پیوند برادری و نماز عید غدیر بیان می‌شود.

عید غدیر خم، با نصب امیرالمؤمنین حضرت علی (علیه‌السلام) به ولایت و امامت روز تکمیل دین اسلام و بزرگ‌ترین عید اسلامی است. اهمیت غدیر در روایات اهل‌بیت (علیهم‌السلام) به اندازه‌ای است که از آن به عیدالله الاکبر (عید بزرگتر الهی) یاد شده است. (نک: شیخ طوسی، تهذیب الاحکام، ج ۳ ص ۱۴۳).

این روز پرعظمت و مبارک دارای احکام استحبابی ویژه و فراوانی است که به نمونه‌هایی از آن‌ها همراه با برخی توضیحات می‌پردازیم.


برچسب‌ها:

ادامه مطلب
تاريخ : سه‌شنبه 23 مهر 1392 | 21:50 | نویسنده : raefipour | ارسال نظر(0)

بسم الله الرحمن الرحیم

ایشان بعد از ذكر و شرح آیه «انما ولیكم الله و رسوله والذین آمنوا الذین یقیمون الصلوة و یؤتون الزكوة و هم راكعون.‏» (مائده/ 55) به تفسیر آیه تبلیغ پرداخته و مى‏نویسد:
«... از آیاتى كه در این مورد در سوره مائده وارد شده یكى این آیه است: یا ایها الرسول بلغ ما انزل الیك من ربك و ان لم تفعل فما بلغت رسالته ( مائده/‏67) اینجا لحن، خیلى شدید است: اى پیامبر! آنچه را كه بر تو نازل شد تبلیغ كن و اگر تبلیغ نكنى رسالت الهى را تبلیغ نكرده‏اى.

مفاد این آیه آنچنان شدید است كه مفاد حدیث «من مات و لم یعرف امام زمانه، مات میتة جاهلیة‏.» اجمالا خود آیه نشان مى‏دهد كه موضوع آنچنان مهم است كه اگر پیغمبر تبلیع نكند، اصلا رسالتش را ابلاغ نكرده است.

سوره مائده به اتفاق شیعه و سنى، آخرین سوره‏اى است كه بر پیغمبراکرم نازل شده و این آیات، جزء آخرین آیاتى است كه بر پیامبر نازل شده یعنى در وقتى نازل شده كه پیغمبر(ص) تمام دستورات دیگر را در مدت سیزده سال مكه و ده سال مدینه گفته بوده و این، جزء آخرین دستورات بوده است. شیعه سؤال مى‏كند: این دستورى كه جزء آخرین دستورهاست و آنقدر مهم است كه اگر پیغمبر آن را ابلاغ نكند، همه گذشته‏ها كان لم یكن [هیچ و پوچ] است چیست؟ یعنى شما نمى‏توانید موضوعى نشان بدهید كه مربوط باشد به سال هاى آخر عمر پیغمبر و اهمیتش در آن درجه باشد كه اگر ابلاغ نشود هچ چیز ابلاغ نشده است. ولى ما مى‏گوییم آن موضوع، مساله امامت است كه اگر نباشد، همه چیز كان لم یكن است، یعنى شیرازه اسلام از هم مى‏پاشد. به علاوه شیعه از كلمات و روایات خود اهل تسنن، دلیل مى‏آورد كه این آیه در غدیر خم نازل شده است.» (1)

 

 


برچسب‌ها:

ادامه مطلب
تاريخ : سه‌شنبه 23 مهر 1392 | 21:42 | نویسنده : raefipour | ارسال نظر(0)

بسيارى از علماى اهل سنت تا حدودى انصاف به خرج داده و دلالت حديث را بر امامت و سرپرستى حضرت امير‏ علیه السلام قبول كرده‏اند، اينك به اسامى برخى از آن‏ها اشاره میكنيم:


برچسب‌ها:

ادامه مطلب
تاريخ : سه‌شنبه 23 مهر 1392 | 21:06 | نویسنده : raefipour | ارسال نظر(0)

علی ابن ابیطالب : سخنان شما سنگهای سخت را نرم می کند

 

علی ابن ابیطالب : در فتنه ها همچون بچه شتر باش که نه پشت دارد تا بر آن سوار شوند و نه پستانی که از آن شیر بدوشند .



علی ابن ابیطالب : دعوت کننده ای که فاقد عمل باشد مانند تیر اندازی است که کمان او زه ندارد

 


برچسب‌ها:

ادامه مطلب
تاريخ : سه‌شنبه 23 مهر 1392 | 17:56 | نویسنده : raefipour | ارسال نظر(0)

بسم الله الرحمن الرحیم

داستان کوتاه از حضرت علی (ع)

رسول خدا(صلى الله عليه و آله و سلم)در وصيت هايى که به على (عليه السلام ) نمودند مى فرمايند:



اى على : دوازده چيز را سزاوار است بر سر سفره رعايت کنند:



1.  شناختن غذا (حلال  يا حرام )
2.  بسم الله گفتن
3.  شکر خدا
4.  رضايت به تقدير الهى
5.  بر پاى چپ تکيه کردن
6.  با سه انگشت خوردن ( لقمه کوچک برداشتن )
7.  از دم دست خوردن
8.  ليسيدن انگشت
9.  لقمه کوچک برداشتن
10. خوب جويدن
11.  به اين و آن کم نگاه کردن
12.  شستن هر دو دست
(کتاب نصايح - سخنان چهارده معصوم - هزار و يک سخن : ص 233) به نقل از کتاب  داستانهايي از بسم الله الرحمن الرحيم (جلد 2) تاليف قاسم مير خلف زاده )


ما جقدر  اين آداب رو رعايت مي کنيم ؟





 


برچسب‌ها:

ادامه مطلب
تاريخ : سه‌شنبه 23 مهر 1392 | 17:50 | نویسنده : raefipour | ارسال نظر(0)

بسم الله الرحمن الرحیم

حضرت علی(علیه السلام) روز جمعه 13 رجب سال عامل الفیل بطرز عجیب و بی‌سابقه‌ای درون کعبه متولد شد، آن بزرگمرد مظهر حق و عدالت و اسوه بزرگی و جوانمردی است که اصول زندگی وی، هریک درسی بزرگ برای انسانهای خداجوی و طالب کمال است.
حضرت علی(علیه السلام) فرزند ابوطالب و نوه‌ عبدالمطلب و هاشم جد اوست. سیزده سال قبل از بعثت، در عرصه عالم خاکی ظهور کرد. کنیه او ابوالحسن و حیدر نیز لقب اوست. علی از دوران کودکی پرورش یافته‌ پیامبر(صلی الله علیه وآله) بود و معرفت، حکمت و اخلاق را از او آموخت.
می گویند خوشبخت و سعادتمند کسی است که دو روزش همانند یکدیگر نباشد، در آستانه ماه رجب، ماه خدا، ماهی که در آن رحمت خداوند بر سر بندگان همچون باران در حال ریزش می باشد و رسیدن به خوشبختی و سعادت جاودانه در یک قدمی هر کدام از ما قرار گرفته است، چه خوب است که نگاهی به زندگی بزرگ مرد عالم ، علی علیه السلام بزنیم و دسته گلی از گلستان حیدری را برای زندگی خود برچینیم .

 


برچسب‌ها:

ادامه مطلب
تاريخ : سه‌شنبه 23 مهر 1392 | 17:43 | نویسنده : raefipour | ارسال نظر(0)

بسم الله الرحمن الرحیم

* تقدّم ولایت بر رسالت

دوستان، خطاب‌هایی را که در چنین روزی به پیغمبر اکرم شد، زیاد شنیده‌اند؛ یکی در مورد تبلیغ بود: «یَا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ» و یکی هم درباره اکمال دین بود: «الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دینَکُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتی وَ رَضیتُ لَکُمُ الْإِسْلامَ دیناً» .

در اینجا دو مسئله وجود دارد؛ یکی این که خطاب «یَا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ» آیا در روز غدیر از ناحیه خداوند به پیغمبر اکرم القاء شده یا قبل از آن بوده است؟ یعنی آیا بعد از آنکه حج تمام شد و پیغمبر اکرم داشتند به سوی مدینه تشریف می‌آوردند، به ایشان امر شد که ولایت علی علیه‌السلام که مظهر تامّ ولایت است را به مردم برسانند؟ یا در زمان دیگری بود؟ مورخین این قضیه را مختلف نقل کرده‌اند. مطلب دیگر این است که چه نسبتی که بین رسالت و ولایت وجود دارد؟

* زمانِ «امر به نصب» امروز نبود

در مورد مسئله اوّل باید بگوییم که چنین نبوده است که خدای متعال امروز یا در این موسم حج به پیغمبر اکرم این معنا را القا کرده باشد. بلکه این، مطلبی بود که خداوند مکرّر در مکرّر به پیغمبر اکرم فرموده بودند. یکی از مواردی که به پیغمبر اکرم این معنا القاء شد و بالاترین مورد القای این معنا نیز هست، زملانی بود که پیغمبر اکرم به معراج رفت. خدای متعال این امر را در آنجا و در بالاترین مقام به پیغمبر القاء فرمود. مسئله ولایت علی علیه‏السلام از آنجا سرچشمه می‌گیرد.

* یک روایت با سندی عالی

در این مطلب، نکات بسیار لطیف، بالا و والای معرفتی وجود دارد که چرا در معراج این معنا به پیغمبر اکرم القاء شد. حالا من روایتی را می‌خوانم که در همین مورد است. روایت از امام صادق(صلوات‏الله‏علیه) است که ایشان از پدر بزرگوارشان امام باقر(صلوات‏الله‏علیه) نقل می‏کنند، ایشان هم از علی‏بن‏الحسین زین العابدین(صلوات‏الله‏علیه)، آن حضرت هم از پدر بزرگوارش امام حسین(علیه‏السلام) روایت را نقل می‏کنند تا به پیغمبر اکرم می‌رسد. پس سند روایت بسیار عالی و والا است؛ چون در این سند، همه راویان از معصومین(صلوات‏الله‏علیهم‏اجمعین) هستند.

* سخن گفتن رو در روی خدا با پیغمبرش

روایت این است: «قال رسول الله(صلّی‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم) لَیْلَةَ أُسْرِیَ بِی إِلَى السَّمَاءِ کَلَّمَنِی رَبِّی جَلَّ جَلَالُهُ» پیغمبر اکرم فرمود: در شبی که مرا به سوی آسمان‌ها بردند، پروردگارم با من سخن گفت. اوّلاً این شب همان شب معراج است که قرآن کریم می‏فرماید: «سُبْحانَ الَّذی أَسْرى‏ بِعَبْدِهِ لَیْلاً مِنَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ إِلَى الْمَسْجِدِ الْأَقْصَى‏» نکته دیگر این است که ظاهراً این صحبت کردن خدای متعال با پیغمبر، بدون حجاب بوده است؛ چون‏که «مِن وَراء حجاب» ندارد.

ما در روایات داریم که وقتی خداوند با دیگر انبیایش سخن می‏گفت به آن‏ها وحی می‏کرد و از پس حجاب با آنها ارتباط برقرار می‏کرد، ولی این سخن گفتن با پیغمبر خاتم و در شب معراج، وحی از ورای حجاب نبود، بلکه خدا رویارو با آن حضرت صحبت می‏کرد. عبارت «کلّمنی ربّی جلّ جلاله» هم همین معنا را درباره کیفیت صحبت می‏رساند که خداوند در شب معراج یک صحبت رویارو با آن حضرت رسول داشته است.

* بعد از تو، علی(ع) حجت من است

حال آن سخن چه بود؟ « فَقَالَ یَا مُحَمَّدُ!» خدا مرا صدا زد. «فَقُلْتُ لَبَّیْکَ رَبِّی» من هم عرض کردم: بله؛ پروردگار من! «فَقَالَ إِنَّ عَلِیّاً حُجَّتِی بَعْدَکَ عَلَى خَلْقِی». فرمود: علی بعد از تو حجّت من بر بندگان است. ببینید مسئله ولایت حضرت از کجا شروع می‌شود! اصل ماجرای ولایت حضرت از خود خدا شروع می‏شود.

* ریشه و اصل ولایت امیرالمؤمنین

بله؛ ما این خبر را هم در روایات داریم که پیغمبر اکرم در ابتدای بعثت، هنگامی که رسالتش را ابلاغ کرد، همان‌جا فرمود که هرکس که دعوت مرا بپذیرد، او وزیر و جانشین من است. ظاهر این ماجرا این است که قضیه ربطی به حکم و نصب خدا ندارد؛ امّا اینها جنبه ظاهری قضیه است و ریشه کار به خود خدا بر می‏گردد. لذا حضرت رسول می‏فرماید: «خداوند» به من فرمود که علی بعد از تو بر خلق من حجّت است. «وَ إِمَامُ أَهْلِ طَاعَتِی» او است که رهبر و پیشوای اهل طاعت من است. «مَنْ أَطَاعَهُ أَطَاعَنِی وَ مَنْ عَصَاهُ عَصَانِی». هرکس او را اطاعت کند، مرا اطاعت کرده و هر که او را عصیان کند، مرا عصیان کرده است.

* «امر به نصب» در شب معراج

حالا دقت کنید که در اینجا چه فرمانی صادر می‏شود؛ «فَانصِبْهُ عَلَماً لِأُمَّتِکَ یَهْتَدُونَ بِهِ بَعْدَکَ» خدا به پیغمبرش دستور می‏دهد که «تو او را به عنوان عَلمی برای امّتت نصب کن تا مردم بعد از تو، به سبب او هدایت شوند». پس «اصل فرمان نصب» در شب معراج بوده است نه حجّۀ الوداع. خوب دقت کنید!

* تفاوت «إخبار به نصب» با «دستور به آن»

توجّه داشته باشید که ما یک خبر دادن داریم و یک دستور دادن؛ «إخبار به منصب» یک چیز است و «مأموریت دادن برای نصب» مطلب دیگری است. این طور نبود که مأموریت نصب علی‏(علیه‏السلام) در حج به پیغمبر اکرم داده شده باشد؛ بلکه این مأموریت در شب معراج به حضرت محوّل شد.

این نکته خیلی ظریفی است که عرض کردم؛ «مأموریت نصب» در شب معراج به پیغمبر اکرم ابلاغ می‌شود، آن هم بدون واسطه و از ناحیه خود خداوند که علی(علیه السلام) را به این مقام منصوب کن. این خطاب در شب معراج بوده که هیچ حجابی بین پیغمبر اکرم و ربّش نبود. این مأموریّت در یک مکالمه رویارو بین ربّ و عبد واگذار شد.

* تقدِم ولایت بر رسالت

بحث دوم در مورد «رابطه بین رسالت و ولایت» است. اوّلاً این‌طور نیست که ولایت یک امر ظاهری باشد، ثانیاً این‏طور هم نیست که بعضی گفته‏اند، صرفاً برای رسالت، جنبه کمکی دارد. برخی این معنا را طرح می‏کنند که «ولایت، عون و کمک رسالت است» حال اینکه مسئله این نیست.

خود آیه هم گویای این معنا است که ولایت، نقش محوری داشته و عون و کمک رسالت نیست. این تعبیر دقیق‏تر و رساتر است که «اصلاً رسالت، برای ولایت جنبه مقدّمی دارد». ثقل و سنگینی بحث، به طرف ولایت است نه رسالت. تعبیرهایی که می‏گوید ولایت به رسالت کمک می‏کند و ثقل بر روی رسالت است، درست نیست. ثقل در ناحیه ولایت است و رسالت، همچون پلی است تا ما از آن عبور کنیم و به ولایت برسیم. مقصد، ولایت است و رسالت گذرگاهی برای رسیدن به ولایت است.

* همه کارهای پیغمبر، به دستور الهی بود

حالا من نکته‏ای را می‏خواهم بگویم که ندیده‌ام کسی روی این مسئله بحثی کرده باشد. شما می‌دانید تمام اعمالی که پیغمبر اکرم در باب رسالت انجام می‌داد، همه‏اش حساب شده و از ناحیه خدا بود. کسی منکر این مطلب نیست که تمام گفتار و اعمال حضرت، همه و همه به دستور الهی بود؛ و چه بسا بسیاری از اعمال پیغمبر اکرم معانی مجسّمی بود که مظهر یک سنخ حقایق در خارج بودند. یعنی این رفتارها و گفتارها، ظهور آن معانی بلند حقیقی بود که حضرت دریافته بودند و آن را این‏گونه ابراز می‏کردند.

* نمونه‏ای از تقدّم ولایت بر رسالت

مثلاً حضرت در فتح مکّه وقتی که می‏خواست مسئله شرک از نظر ظاهری ریشه‌کن شود، وارد کعبه شدند و با همراهی علی(علیه‏السلام) بت‏ها را بیرون ریختند. این از فضیلت‏های بسیار بلند حضرت امیر است که وقتی وارد خانه کعبه می‏شوند، یشان قدم روی شانه‏های پیغمبر اکرم می‌گذارد و بالا می‌رود تا بت‏ها را سرنگون کند. ببینید در اینجا رسول، پل و گذرگاهی است برای اینکه ولایت کار خودش را انجام دهد. نقش اساسی مربوط به ولایت است و رسالت گذرگاه است. بنابراین صحیح، این است که عبارت مشهور را بر عکس کنیم و بگوییم «رسالت، کمک ولایت است» نه اینکه ولایت، کمک رسالت باشد.

* امر خدا بود که علی پا بر شانه رسول خدا بگذارد

این عمل و فعل خارجی رسول خدا، اتفاقّی نیست که مثلاً دو نفر به هم رسیده ‏باشند و یکی بگوید: تو بالا برو و بت‏ها را بشکن! تمام این‏ها حساب شده است. اصلاً پیغمبر اکرم از ناحیه خدا اجازه نداشت که علی(علیه‏السلام) را نگه دارد تا خودش پایش را روی شانه او بگذارد و بت‏ها را سرنگون کند. حضرت چنین وظیفه‌ای نداشت. وظیفه پیغمبر همین بود که از علی(علیه‏السلام) بخواهد که او بالا رود و این کار را انجام دهد. اینها همه حساب شده بوده و از معانی بسیار بالایی است که گویای حقایقی می‏باشد که در پشت پرده ظاهر است. همه اینها گویای این حقیقت است که رسالت، گذرگاهی برای ولایت است و این ولایت است که کار اساسی را انجام می‌دهد.

* بررسی یک شبهه؛ پیغمبر، صاحب ولایت و رسالت

در اینجا نکته‏ای را بگویم که یک وقت اشتباه نشود؛ ممکن است کسی بگوید: مگر پیغمبر اکرم دارای ولایت نبود که شما این حرف‏ها را می‏زنید؟ جواب این است که بله؛ پیغمبر اکرم هم دارای ولایت بود و اصلاً حضرت «مجمع دو عنوان رسالت و ولایت» بود، امّا نکته اینجا است که ایشان از نظر خارجی، «مظهر رسالت» بود.

* چگونگی تشخیص کارهای رسالی و ولایی رسول خدا

حال اگر ما بخواهیم در وجود پیغمبر و نسبت به کارهایی که ایشان انجام دادند، تفکیک کنیم و ببینیم که کدام کار مربوط به جنبه رسالت ایشان است و کدام مربوط به جنبه ولایت است، چه باید بکنیم؟ چون ایشان هر دو جنبه را دارند. امّا از کجا بفهمیم که این کار مربوط به جنبه رسالت است یا ولایت چه باید بکنیم؟ اینجا است که آن موجودی که مظهر ولایت است، نقش ولایت را ایفا می‌کند و آن کسی که مظهر رسالت است، نقش رسالت را باید ایفا کند؛ ولو اینکه آن موجودی که مظهر رسالت است، مظهر ولایت هم باشد.

لذا در آن روز که باید کار نهایی صورت پذیرد، وظیفه پیغمبر اکرم این است که بایستد و گذرگاه ولایت شود تا ولایت کار اساسی‌اش را انجام دهد. اهمیّت ولایت در این جهت است.

* کار نهایی با ولایت است

حالا ما یک سنخ اصطلاحاتی داریم که به‏کار هم گرفته می‏شود؛ مثلاً در این آیه هم، همین مطلب آمده است که رسالت نقش ارائه طریق دارد و ولایت، ایصال به مطلوب می‏کند؛ یعنی یکی راه را نشان می‏دهد و دیگری دست انسان را گرفته و او را به هدف نهایی می‏رساند.

اگر دقّت کنید می‏بینید که همه این‏ اعمال حضرت نیز با این بحث تطبیق می‌کند؛ چرا که پیغمبر می‌ایستد و به علی می‌گوید که بالا برو! این ارائه طریق است. راه هدایت این است که بت‌ها شکسته شوند. امّا چه کسی عملاً بت‏ها را می‌شکند؟ چه کسی حقیقتاً ایصال به مطلوب می‏کند و کار اساسی و نهایی را انجام می‏دهد؟ شما می‏بینید ولایت است که نقش ایصال به مطلوب دارد.

* ولایت یعنی ایصال به مطلوب نه تبلیغ

این اصطلاح اهل معرفت درست است و کار رسول با ولی فرق دارد. همه انبیاء که رسولان الهی هستند، کارشان تبلیغ است؛ «یا ایها النبی، یا ایها الرسول و ...» هرکدام ازا ین خطاب‏ها می‏گوید: «بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ»؛ و بیش از این وظیفه‏ای متوجّه آن‏ها نیست. تنها وظیفه‏شان ابلاغ و ارائه طریق است. امّا آنکه دست انسان را می‌گیرد و او را به مقصد می‌رساند، ولایت است.

* «ایمان» بعد از اسلام و «ولایت» شرط ایمان است

شما به روایاتی که در باب ایمان داریم، نگاه کنید! می‌شود گفت که سرآمد روایات در ارتباط با ولایت، آنجا است و حرفی از رسالت در میان نیست. در روایات گاهی بین اسلام و ایمان تفکیک می‏شود و می‏گویند که اسلام یک چیز ابتدایی و صرفاً یک گذرگاه است؛ اسلام گذرگاهی برای رسیدن به توقفگاه ولایت است. لذا می‏بینیم که می‏فرمایند: «حُبُّ عَلِیٍّ إِیمَانٌ وَ بُغْضُهُ کُفْر» .

* چرا «حبّ پیغمبر» نشانه ایمان نیست؟

آیا شما حتّی یک روایت دیده‌اید که بگوید: «حبّ محمّد ایمان»؟ ما چقدر روایت از خود پیغمبر اکرم داریم که ایمان را مختصّ در صاحب ولایت و مظهر آن یعنی حضرت علی(علیه‏السلام) می‏داند! خود پیغمبر اکرم مظهر ولایت و منبع ولایت است، امّا فعلاً در خارج به عنوان رسول مطرح بوده و مظهر رسالت است نه ولایت؛ برای همین کمال ایمان را در مظهر ولایت معرّفی می‏کنند. نه اینکه حضرت رسول إعمال ولایت نمی‌کند؛ می‏کند، ولی فعلاً مظهر ولایت ایشان نیست.

* دین مورد رضایت خدا، دین با ولایت است

من نمی‏خواهم تفسیر بگویم، ولی اینجا که قرآن می‏فرماید: «الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دینَکُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتی وَ رَضیتُ لَکُمُ الْإِسْلامَ دیناً» معنایش این است که «دینی که مرضی خداوند است، تنها ارائه طریق نمی‏کند، بلکه دینی است که انسان‏ها را به خدا می‏رساند». ایصال به مطلوب هم با ولایت ممکن است. دین مورد پسند و رضایت خدا باید عملاً شرک‌شکن باشد و حقیقتاً انسان‏ها را به توحید برساند نه اینکه فقط راه توحید را به آ«ها نشان دهد. دین کامل و نعمت تمام، این است که از انسان‏ها دستگیری کند و آنها را واقعاً موحد کند. این دین، مرضی خدا است.

* ولایت یعنی «عمل» نه «حرف»

لذا مسائل زیادی در کنار این مطلب مطرح می‏شود؛ مثلاً مساله ولایت ظاهری و باطنی، ولایت در سطح جامعه و... با این توضیحات می‏فهمیم که ولایت، جنبه عملی دارد. در ولایت، کار و عمل مطرح است، نه تبیین و توضیح. لذا مبیّن احکام، رسول است و مجری آنها در سطح جامعه، کار صاحب ولایت است. برای همین است که می‏بینیم ولایت اصلاً جنبه ارشادی ندارد. مثلاً یک پدر که ولی فرزند خویش است، عملاً دست او را می‌گیرد و این طرف و آن طرف می‌برد. به این می‌گویند: «ولی».

* علی، امام «اهل طاعت» است نه «اهل حرف»

برای همین است که در ذیل روایت آمده است که خداوند فرمود: «انّ علیاً حجّتی بعدک علی خلقی و امام اهل طاعتی». علی پیشوای اهل طاعت است. در اینجا مسئله عمل مطرح شده است. «امام اهل طاعتی» یعنی علی امام کسی است که اهل عمل است. اینجا دیگر بحث حرف نیست، حرف بیان احکام هم نیست. حتی اعتقاد به حکم ظاهری هم مطرح نیست؛ «امام اهل طاعتی».

* علی، پدری است که دست فرزندش را می‏گیرد

«من أطاعه أطاعنی و من عصاه عصانی» یعنی علی(علیه‏السلام) دست هر کسی را که گرفت، به سویی سوق داد و او هم با علی همسفر شد و رفت، علی او را به مطلوب، ایصال می‌کند. دست علی، دست خدا است. لذا طاعت علی، طاعت خدا است؛ این مثل پدری است که ولی فرزندش بوده و دست او را می‏گیرد و راه می‏برد. «من عصاه عصانی» هر کس هم که عملاً از او سرپیچی کند مرا عصیان مرا کرده است. مثل اینکه دستش را از دست منِ خدا رها کرده است. بعد از همه اینها خداوند می‏فرماید که «فَانصِبْهُ عَلَماً لِأُمَّتِکَ یَهْتَدُونَ بِهِ بَعْدَکَ».

خلاصه بحث

من دو مطلب را می‌خواستم عرض کنم؛

یکی اینکه مأموریت نصب، اختصاصی به موسم حج نداشت که این مأموریت به پیغمبر اکرم داده شد. این مأموریت بین پیغمبر اکرم و ربّش در شب معراج واقع شد. اِخبار قبل از آن هم بود و خود پیغمبر اکرم هم این مطلب را می‌دانست، لذا از همان اول هم آن را می‌فرمود؛ امّا مأموریت در شب معراج واگذار شد.

مطلب دیگر اینکه نسبت بین رسالت و ولایت چه نسبتی است؟ باید گفت که رسالت ـ‏بما انّها رسالة‏ـ گذرگاهی برای ولایت است و ولایت است که اساس کار بوده و کار اصلی را به سرانجام می‏رساند. اگر ولایت نبود، رسالت لغو بود. اگر ولایت نبود، لغویت نسبت به رسالت لازم می‌آمد. چون مقصد همه ادیان همان ولایت و امامت است و بس.پایان

نویسنده:ghadir313

نظر یادتون نره


برچسب‌ها:

تاريخ : سه‌شنبه 23 مهر 1392 | 17:30 | نویسنده : raefipour | ارسال نظر(0)

عیدقربان ، جشن رهیدگی از اسارت نفس

و شکوفایی ایمان و یقین بر همه ابراهیمیان مبارک باد . . .

 

ای عزیزان به شما هدیه ز یزدان آمد

عید فرخنده ی نورانی قربان آمد

حاجیان سعی شما شد به حقیقت مقبول

رحمت واسعه ی حضرت سبحان آمد . . .

 

سربلندی ابراهیم ، آرامش اسماعیل، امیدواری هاجر، عطر عرفه

و برکت عید قربان را برای شما آرزومندم

زندگیتان به زیبایی گلستان ابراهیم و پاکی چشمه ی زمزم

عید سعید قربان همایون باد . . .

 

عید قربان با نماز و عبادتش ، با ذکر و دعایش ، با قربانى و صدقات و احسانش

بسترى براى جارى ساختن مفهوم عبودیت و بندگى است

این عید بندگی بر شما مبارک

 

بر پیکر عالم وجود جان آمد

صد شکر که امتحان به پایان آمد

از لطف خداوند خلیل الرحمن

یک عید بزرگ به نام قربان آمد . . .

 

در وصف تو ای گل مرا جانی هست / یادم آمد گذر از نفس نشانی هست

به وقت سرور و مستی ات، سالها / در عید سعید قربان شادمانی هست

عید قربان بر همگان میارک باد

جدیدترین اس ام اس های عید قربان

عید قربان به حقیقـت ز خداوند کریم

آفتابی به شب ظلمت انسان آمد

جمله دلهاچو کویری ست پر از فصل عطش

بر کویـر دل ما ، نعمت باران آمد . . .

جملات بسیار زیبا برای تبریک عید قربان

نگارا عید قربان است قربانت شوم یا نه ؟ / نگفتی یک دمی آیا که مهمانت شوم یانه ؟

برای طوف کویت جامه احرام بر بستم / گدای دوره گرد گوشه خوانت شوم یا نه ؟

 

 

عید است بیا بخانه ام قهر مباش / مغرور ترین دختر این شهر مباش !

قربان تو گردم همگی میخندند / عیدانه بده و تلخ چون زهر مباش

عید قربان مبارک

اس ام اس عاشقانه عید قربان !

خاک عرفات را ، آب زمزم را ، کوه حرا را ، جرات ابراهیم

و طاقت اسماعیل را ، وصال معشوق را صاحب کعبه نصیبت کند . . .

عیدتان مبارک

 

عید قربان ، یعنى فدا کردن همه «عزیزها»

در آستان «عزیزترین»، و گذشتن از همه وابستگى ها به عشق مهربان ترین . . .

پیامک ویژه تبریک عید قربان

تا حالا فکر کردی اگر خدا به حضرت ابراهیم امر می کرد

به جای پسرش ، زنش رو قربانی کنه

این مراسم هرسال با چه شکوهی تکرار می شد!؟

 

در موعود نگاه زیبایت ، اسماعیل شده ام

که قربانی پشم های روشنت باشم

بگو کدام قربانگاه را برای آخرین نفسم برگزیده ای

ای خلیل من !

 

عید قربان عید عبادت و بندگی و عید اطاعت از قادر یکتا برشما تهنیت باد . . .

بهترین متون تبریک عید قربان

عید قربان زنده دارد یاد قربان‌گشتگان را

پاسداران و اسیران و به خون آغشتگان را

خیز و در این عیدقربان سوی قربانگاه رو کن

معنی بیت و حرم را در شهادت جست‌وجو کن . . .

جملات کوتاه و زیبا برای عید قربان

عید قربان نزدیکه، این جماعت براشون گاو و گوسفند فرقی نمی کنه

نگرانتم !

 

عید قربان آمدومن هم شدم قربانیت

گرچه من دعوت ندارم آمدم مهمانیت

مفلسم آهی ندارم در بساطم ناگزیر

این دل صد پاره و چشمان تر ارزانیت . . .

 

عید قربان مبارک

جوک و اس ام اس خنده دار عید قربان

عید اضحی رسم و آئین خلیل آزرست

بعد آن ،عید غدیر، روز ولای حیدر است

عید قربان و پیشاپیش عید سعید غدیر مبارک . . .

 

عید قربان گرچه آیین خلیل آزر است / ملت اسلام را امروز زیب و زیور است

حبّذا عیدى که سرخ از خون قربانى او / گونه اسلام و روى ملت پیغمبر است . . .

 

شوق دیدار قرار از دل ِ بیمار زدست / هی به تن ، حال ِ دل ِ زار نبینی چه نشست

گفتمش خیز به پا موسم ِ حج ، چون دگران / خانه را سیر تماشا ، دلِ معشوقه پرست

دوبیتی زیبا برای عید قربان

ز اسماعیل جان تا نگذری مانند ابراهیم

به کعبه رفتنت تنها نماید شاد شیطان را

کسی کو روز قربان، غیر خود را می کند قربان

نفهمیده است هرگز معنی و مفهوم قربان را

 

عید قربان، عید شرافت بنى آدم است و کرامت انسانى اش

جشن رها شدن از قید پدرانى است که جان فرزند خویش را نذر قربان گاه ها مى کردند . . .

 

بگذر از فرزند و جان و مال خویش

تا خلیل اللّه ِ دورانت کنند

سَر بِنه بر کف، برو در کوی دوست

تا چو اسماعیل، قربانت کنند . . .

 

زندگی‌تان به زیبایی گلستان ابراهیم و پاکی چشمه زمزم . . .

عید قربان مبارک

 

مبارک باد عید قربان ، نماد بزرگ ترین جشن رهایى انسان از وسوسه هاى ابلیس . . .

 

عید قربان که پس از وقوف در عرفات و مشعر و منا فرا مى رسد

عید رهایى از تعلقات است ، رهایى از هر آنچه غیرخدایى است

در این روز، اسماعیل وجود را، یعنى هر آنچه بدان دلبستگى دنیوى پیدا کردیم

قربانى کنیم تا سبکبال شویم . . .

 

عید قربان عیدی که یاد بود خاطره است

خاطره یک پدر و قصه یک پسر

عیدی که یادبود ابراهیم خلیل است

عیدی که قصه ایثار اسماعیل

بیائید به یاد بود بابای ابراهیم به قربان گاه برویم

و الله اکبر را زمزمه کنیم

 

خوشا «ذی‌الحجه» روز عید قربان / شروع داستان عشق و ایمان

خواهی که تو را کعبه کند استقبال / مایی و منی را به منا قربان کن . . .

 

عید قربان ، پر شکوهترین ایثار و زیباترین جلوه ی تعبد در برابر خالق یکتا بر شما مبارک . . .


برچسب‌ها:

تاريخ : سه‌شنبه 23 مهر 1392 | 17:19 | نویسنده : raefipour | ارسال نظر(0)

آرشیو کامل اس ام اس های عید غدیر

عید است و غــدیرش ، علی والا است ، علی

دل تشنه عـــــدل است و او دریاست ، علی

جشن است و مبارک ، علی گشته است ، ولی

دنیا همـــه را شادی که مـــــولا است ، علی

.

.

.

اس ام اس عید غدیر

بر عید غدیر عید اکبر صلوات / بر چهره ی نورانی حیدر صلوات

بر فاطمه این عید هزاران تبریک  / بر یک یک اهل بیت کوثر صلوات  . . .

عید غدیر بر شما مبارک

.

.

.

پیامک عید غدیر

زیر چتر بوسه ها ، آسمان غدیر شد

فرصت ِ تنفس ِ نغمه ی کویر شد

ترجمانی از بهشت ،ترجمانی از خدا

روی دست ِ عرشیان، آیه ای غدیر شد . . .

.

.

.

عیدی چو غدیر این قدر معظم نیست  / حبلی چو ولایتش چنین محکم نیست

بر رشته ی محکم ولایت صلوات  / بیچاره بود هر آن که مستعصم نیست

عید سعید غدیر خم مبارک باد

.

.

.

شعر عید غدیر

این عید سعید حیدر کرار است

شادی و شعف به عرش حق بسیار است

ذکر صلوات بر محمد امروز

خشنودی آل عترت و اطهار است

عید سعید غدیر خم مبارک باد

.

.

.

غافل مشو از عید غدیر و برکات  / امروز خدا گشوده است باب نجات

جبریل و ملائک همه با امر خدا  / سر داده ز گل دسته ی هستی صلوات

.

.

.

دوبیتی عید غدیر

در عید غدیرخم بسی مسرورم  / از نور جمال مرتضی مسحورم

امید که در حشر به ذکر صلوات  / با حب علی خدا کند محشورم

.

.

.

متن تبریک عید غدیر

در عید غدیر شاد و دست افشانم  / مست از می ناب حضرت سبحانم

یاران همه در سماع و ذکر صلوات  / خاموش نشستن این زمان نتوانم

.

.

.

در عید غدیرخم چو پیمان بستند  / تا آخر عمر عهدشان نشکستند

بر روح بلند پایمردان صلوات  / لعنت به جماعتی که آن بگسستند

.

.

.

جملات زیبای عید غدیر

از فرط گنه جهان ما شد تاریک  / ای کاش خدا برای عرض تبریک

در عید غدیرخم به نور صلوات  / عیدی بدهد فرج نماید نزدیک

.

.

.

یارب به حق غدیر و مولای غدیر  / با دست علی ومرتضی دستم گیر

تا همره قدسیان فرستم صلوات  / فریاد زنم ز فرط شادی تکبیر

.

.

.

بهترین اس ام اس های عید غدیر

خورشید خجالت زده شد روز غدیر  / در رشک رخ نبی و سیمای امیر

پس چهره برافروخت به ذکر صلوات  / تفسیر بشد وگرنه آن دم تکویر

.

.

.

آغاز علی بود و علی حُسن ختام  / او اول و آخر است به دین اسلام

در عید غدیرخم فرستد صلوات  / هر کس که و را علی ولی گشت و امام

.

.

.

امید خدا به ما نویدی بدهد  / در عید غدیر اجر مزیدی بدهد

از برکت ذکر یاعلی و صلوات  / حق با فرجش بر همه عیدی بدهد


برچسب‌ها:

تاريخ : سه‌شنبه 23 مهر 1392 | 17:13 | نویسنده : raefipour | ارسال نظر(0)

پاسخ به معروف‌ترین شبهه درباره غدیر خم

 

آیت‌الله سیدمحمد حسینی قزوینی: وهابی‌ها برای تحریف واقعه تاریخی و روایت متواتر غدیر، ماجرای سپاه یمن را عنوان می‌کنند، در حالی که این واقعه از لحاظ زمانی دو سال قبل از غدیر بود.


وی علاوه بر اجتهاد در حوزه علمیه، دکترای فلسفه و تقارن ادیان از دانشگاه اسلامی الحره هلند را دارد و عضو هیئت علمی دانشگاه بین المللی آل البیت و موسس موسسه تحقیقاتی حضرت ولی عصر(عج) است و هم اکنون رئیس شبکه جهانی ولایت است.

از این استاد حوزه علمیه بیش از 23 جلد کتاب، منتشر شده و در حدود 45 جلد کتاب نیز آماده چاپ و انتشار است.

وی بیش از 200 جلسه گفتگو و مناظره با اساتید و مفتیان در عربستان و شبکه‌های مختلف ماهواره‌ای انجام داده است.


ماجرای سپاه یمن

* معروفترین شبهه‌ای که سال گذشته در ایام غدیر خم، از سوی وهابیت به صورت گشترده در اینترنت و ماهواره‌ها مطرح شد بحث سپاه یمن بود. لطفا در این‌باره توضیح بفرمایید.

ـ بله، اساسی‌ترین شبهه، جایگزینی یکی از وقایع تاریخی به جای علت اصلی غدیر است که این چنین مطرح می‌کنند: در سفری که علی علیه‌السلام به یمن داشت با سپاهیان دچار اختلاف شد، و آنها برای شکایت از علی علیه‌السلام نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمدند و بعد از آن، پیامبر مردم را به دوستی با علی فراخواند.

جریان سپاه یمن از لحاظ زمانی دو سال قبل از حادثه غدیر بود

* آیا این حادثه از نظر زمانی و مکانی متناسب با غدیر خم است؟

ـ اولا زینی دهلان، مفتی مکه مکرمه، از بزرگان اهل سنت در کتاب سیره نبوی جلد 2 صفحه 371 می‌گوید: شکایت سپاه یمن دو سال قبل از حادثه غدیر بوده است.

همچنین در معجم اوسط طبرانی جلد 6 صفحه 163 نقل شده که شکایت سپاه یمن در مدینه بوده و ارتباطی به مکه و واقعه غدیر نداشته است.

ثانیا وهابیت معتقدند که صحابه با علی علیه السلام مشکلی نداشتند در حالی‌ که این قضیه ثابت می‌‌کند که برخی از صحابه با علی عداوت داشتند.

ثالثا طبرانی در معجم اوسط جلد 6 صفحه 163 چنین نقل می‌‌کند: وقتی یکی از سپاهیان از یمن آمد، تعدادی از صحابه پرسیدند چرا زود بازگشتی؟ پاسخ داد: از علی شکایت دارم. آنها گفتند: برو به پیامبر شکایت کن تا علی از چشمش بیفتد. «فَخَرَجَ مُغضِبَاً»؛ پیامبر با ناراحتی از حجره بیرون آمد و فرمود: هر کس از علی بد بگوید از من بد گفته است.

می‌دانید که خداوند در مورد غضب پیغمبر فرموده است: «اِنَّ الَذینَ یوذون اللهَ ورَسولَه لَعَنَهُمُ الله فی الدُنیا وَالاخِرَه وَلَهُم عَذابٌ الیم»؛ همانا کسانی که خدا و رسولش را آزار می دهند خداوند آنها را در دنیا و آخرت لعنت می‌کند و برای آنها عذاب دردناکی است.

رابعا اگر - به فرض محال - قبول کنیم که علت غدیر شکایت سپاه یمن از علی است، آیا سبب حدیث، باعث تخصیص موضوع می‌‌شود؟

توضیح آنکه در قضایای مختلف، مثلا در مورد ازدواج پیامبر با زن سابق زید بن حارثه - پسرخوانده پیامبر - خداوند فرموده که زن پسرخوانده عروس نیست و می‌تواند با او ازدواج کند. این یک حکم کلی است که تا قیامت شامل همه مسلمانان می‌شود. پس اگر - بر فرض محال - علت اصلی واقعه غدیر خم، شکایت سپاه یمن بوده و باعث شده پیامبر در مقابل جمعیت 124 هزار نفری بفرماید: «من کنت مولاه فعلی مولاه» نشان می‌دهد که این مربوط به زمان خاصی نیست. سبب که مخصّص موضوع نیست.

نظر احمد بن حنبل درباره حدیث سپاه یمن

* نظر علمای اهل سنت درباره این موضوع چیست؟

ـ احمد بن حنبل در مسندش جلد 5 صفحه 350 می نویسد: بعد از شکایت سپاه یمن از علی، پیغمبر فرمود: «مَن کُنتُ وَلیهُ فَعلی وَلیه» ؛ مردم هر کس من ولی امر او هستم، علی، ولی امر اوست.

همچنین ابن ابی شیبه در مصنف جلد 7 صفحه 504 همین مطلب را نقل می‌‌کند و حاشیه هم نمی‌زند و نیز طبرانی در معجم کبیر جلد 18 صفحه 128 آن را نقل می‌‌کند.

در مستدرک جلد 3 صفحه 110 نقل شده و می‌گوید: «هذا حَدیثٌ صَحیحٌ علی شَرط مسلم» این حدیث تمام شرایط صحیح مسلم را دارد.

قاضی عبدالجبار معتزلی در کتاب المغنی فی الإمامة، ج20، ص154 می‌گوید: حدیث غدیر اگر صحیح باشد، دلالت بر ولایت دینی علی علیه‌السلام میکند و شکایت سپاه یمن اگر صحت داشته باشد مانع دلالت آن بر ولایت علی نمی‌کند «دون بیان السبب الذی وجوده کعدمه فی أن وجود الاستدلال بالخبر لا یتغیر»

دو آیه‌ای که غدیر را اثبات می‌کند

* سرچشمه جاودانگی غدیر چیست؟

ـ دو آیه قرآن که اهل سنت با اسناد صحیح می‌گویند که مربوط به غدیر است و این باعث جاودانگی حادثه غدیر شده است:

الف- در آیه 67 سوره مائده خداوند می‌فرماید: «یا أَیهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیکَ مِنْ رَبِّکَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللَّهُ یعْصِمُکَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللَّهَ لا یهْدِی الْقَوْمَ الْکافِرین» یعنی ‏اى پیامبر! آنچه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده است، کاملًا (به مردم) برسان! و اگر نکنى، رسالت او را انجام نداده‏اى! خداوند تو را از (خطرات احتمالى) مردم، نگاه مى‏دارد و خداوند، جمعیت کافران (لجوج) را هدایت نمى‏کند.

در ده‌ها کتاب اهل سنت آورده‌‌اند که این آیه مربوط به غدیر خم است.

یکی از علمای سلفی، آقای آلوسی متوفای 1270 در کتاب روح المعانی جلد 6 صفحه 193 اینگونه نقل می‌‌کند که: عبد الله بن مسعود گفته که در زمان پیامبر، ما این آیه را اینطور می‌‌خواندیم: «یا اَیها الرَسول بَلِّغ ما اُنزِلَ اِلَیکَ مِن رَبِّک أنَّ عَلِیاً ولِی المُؤمِنِین واِنْ لَم تَفعَلْ فَما بَلَّغتَ رِسالَته».

این مطلب کوچکی نیست و آلوسی هم کوچکترین اشکال سندی و مناقشه‌‌ای بر آن نمی‌کند.

یکی دیگر از مفسران نامی اهل سنت ابن ابی حاتم است که در جلد 4 صفحه 1172 تفسیرش می‌گوید که این آیه در حق حضرت علی علیه‌السلام نازل شده و جالب است که او می‌گوید من در این کتاب صحیح ترین روایت را انتخاب کردم.

و وقتی ابن تیمیه به تفسیر ابی حاتم می‌‌رسد می‌گوید که این تفسیری است که مطالب دروغین ندارد و احادیثش قابل اعتماد است و اینها بیانگر آن است که آیه در حق حضرت علی علیه‌السلام نازل شده و نشانه جاودانگی واقعه غدیر خم است.

ب- در آیه 3 سوره مائده خداوند متعال می‌فرماید: «...الْیوْمَ یئِسَ الَّذینَ کَفَرُوا مِنْ دینِکُمْ فَلا تَخْشَوْهُمْ وَ اخْشَوْنِ الْیوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دینَکُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیکُمْ نِعْمَتی‏ وَ رَضیتُ لَکُمُ الْإِسْلامَ دینا...»

یعنی امروز، کافران از (زوال) آیین شما، مأیوس شدند بنابراین، از آنها نترسید! و از (مخالفت) من بترسید! امروز، دین شما را کامل کردم و نعمت خود را بر شما تمام نمودم و اسلام را به عنوان آیین (جاودان) شما پذیرفتم... ‏

جبرئیل بعد از منصوب کردن حضرت علی علیه‌السلام به امامت و برای اولین بار در طول 23 سال نازل می‌شود و می‌گوید که خداوند فرمود: امروز من دین را کامل کردم و امروز از اسلام راضی هستم و قبل از این اعلام رضایت نکرده است.

تبریک خلیفه دوم به علی(ع) بعد از خطبه پیامبر در غدیر

در روایتی منقول از خطیب بغدادی در کتاب تاریخ بغداد جلد 8 صفحه 284 اینگونه آمده که در روز 18 ذی الحجه در محل غدیر خم و پس از آنکه پیامبر (ص)، حضرت علی علیه‌السلام را به عنوان خلیفه و جانشین خود نصب کرد این آیه بر پیامبر نازل شد.

و در ادامه می‌نویسد: پس از آنکه حضرت علی علیه‌السلام به مقام امامت منصوب شد خلیفه دوم آمد و در مقابل آن حضرت ایستاد و گفت: بخ بخ لک یابن أبی طالب، أصبحت مولای ومولى کل مسلم؛ به ! به ! ای فرزند ابی‌طالب امروز مولای من و مولای همه مسلمانان شدی!

حال آنهایی که می‌گویند خداوند، محبت حضرت علی علیه‌السلام را در روز غدیر مشخص کرده است. باید از آنها پرسید آیا محبت آن حضرت تبریک دارد؟ مگر در قرآن کریم نیامده: المومنون بعضهم اولیاء بعض، اگر پیامبر هم در غدیر خم مرادش این باشد که هر کس مرا دوست دارد علی علیه‌السلام را نیز دوست دارد. آیا این خلل در حکمت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله ایجاد نمی‌کند که 120 هزار نفر جمعیت را با شرایط و سختی، به خاطر دوستی علی علیه‌السلام نگه دارد؟!!

ابن کثیر در کتاب تاریخ اسلامش به نام البدایه و النهایه جلد 7 صفحه 350 اینگونه نقل می‌کند که خلیفه دوم آمد و در مقابل حضرت علی علیه‌السلام ایستاد و گفت: هنیئاً لک یابن أبی طالب أصبحت الیوم ولی کل مؤمن». ای فرزند ابوطالب! مبارک باد بر شما که امروز ولی امر تمام مؤمنان گشتی!

(أسد الغابة لابن الأثیر ج 4 ص 28، البدایة والنهایة ج 7 ص 350 (386) تاریخ مدینة دمشق ج 42 ص 220)

کلمه «ولی» یعنی چه؟ / دلالت کلمه ولی در کلام خلیفه اول و دوم به خلافت، زعامت و رهبری

حال آیا کلمه ولی مانند کلمه مولا شبهه دارد؟ در کتاب صحیح مسلم جلد 5 صفحه 152 حدیث 4468 عمر خطاب می‌گوید: «فَلَمَّا تُوُفِّی رَسُولُ اللَّهِ (ص) قَالَ أَبُوبَکْر أَنَا وَلِی رَسُولِ اللَّهِ ثُمَّ تُوُفِّی أَبُو بَکْر وَأَنَا وَلِی رَسُولِ اللَّهِ صلى الله علیه وسلم وَوَلِی أَبِی بَکْر.»

یعنی پیامبر که از دنیا رفت ابوبکر گفت من ولی و خلیفه بعد از پیغمبرم. بعد از این که ابوبکر از دنیا رفت من ولی و خلیفه پیغمبر و ولی و خلیفه ابوبکرم.

یا ابوبکر می‌گوید: «وُلِّیتُ أمرکم ولست بخیرکم» ؛ من ولی شما هستم درحالی که بهترین شما نیستم. ابن کثیر سلفی هم در کتاب البدایة والنهایة، ج 6 ، ص 301 می‌گوید: وهذا إسناد صحیح. سند این روایت صحیح است.

در تاریخ طبری، ج 3 ص 429، آمده که ابوبکر در رابطه با عمر می‌‌گوید: «ولیت علیکم عمر»؛ من عمر را ولی و خلیفه شما قرار دادم.

سؤال روشن ما از کسانی که کلمه «ولی» و «مولا» در حدیث متواتر غدیر را به معنای دوست می‌‌گیرند،‌ این که شما چرا و به چه دلیل وقتی کلمه «ولی» در رابطه ابوبکر و عمر به کار می‌رود به معنای ولی امر، خلیفه و حاکم می‌دانید اما اگر در رابطه با حضرت علی علیه‌السلام استعمال می‌شود به معنای دوست می‌گیرید؟!

وهابیت، فرقه‌ای برای جدایی پیامبر و اهل بیت از امت اسلام است

* نظر شما درباره وهابیت چیست؟

ـ وهابیت فرقه تاسیس شده برای جدایی پیامبر و اهل بیت علیهم‌السلام از امت اسلامی است.

ابن تیمیه از موسسان فکری و محمد بن عبد الوهاب موسس سیاسی وهابیت، رفتن به زیارت و قسم خوردن به پیامبر و شفاعت از پیامبر را حرام می‌دانند. همچنین واسطه قرار دادن پیامبر بین خود و خدا و توسل به او را حرام می‌دانند که شالوده کارشان جدایی امت از پیامبر عظیم الشان اسلام صلی الله علیه و آله است.

نظر ابن تیمیه این است که خدا به پیامبر، مقام شفاعت داده ولی او را از شفاعت نهی کرده است. لذا کتب اهل سنت درباره نفی این عقیده ابن تیمیه، بیشتر از شیعه و نزدیک به دو برابر است.

در قرآن کریم آیات متعددی برای اثبات شفاعت و توسل آمده است.

خداوند در آیه 35 سوره مائده می‌فرماید: «یا أَیهَا الَّذینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ ابْتَغُوا إِلَیهِ الْوَسیلَة ...» یعنی اى کسانى که ایمان آورده‏اید! از (مخالفت فرمان) خدا بپرهیزید! و وسیله‏اى براى تقرب به او بجوئید!

و در آیه 64 سوره نساء می‌فرماید: «وَ لَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جاؤُکَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَ اسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّاباً رَحیما»

و اگر این مخالفان، هنگامى که به خود ستم مى‏کردند (و فرمانهاى خدا را زیر پا مى‏گذاردند)، به نزد تو مى‏آمدند و از خدا طلب آمرزش مى‏کردند و پیامبر هم براى آنها استغفار مى‏کرد خدا را توبه پذیر و مهربان مى‏یافتند.

کسانی که متوسل به پیغمبر بشوند و از او طلب مغفرت کنند خدا آنها را می‌بخشد. این منطق قرآنی است. وهابیت در مقابل قرآن ایستاده است.

توصیه مقام معظم رهبری به اهل سنت و فتنه وهابیت


مقام معظم رهبری روز غدیر 2 سال قبل، جمله بسیار زیبا و راه‌گشایی فرمودند. عبارت دقیق سخنان ایشان این بود: «ما هیچ اصراری نداریم که فرقه‌ای از فرق اسلامی عقاید فرقه دیگر را قبول کند، اما درخواست منطقی داریم که همه مسلمانان جهان در واقعیت‌ها و حقایقی که علمایی بزرگی همچون علامه سید شرف الدین عاملی و علامه امینی درباره امیرالمومنین ارائه کرده‌اند تأمل کنند.»

این سخن، خیلی زیباست ولی در سایت‌های وهابی بعد از این سخنرانی، اهانت‌های زیادی به ساحت مقام معظم رهبری کردند و سخنان رکیکی در مورد کتاب الغدیر و المراجعات گفتند. همچنین یکی از ایرانیان پناهنده عربستان به نام عبدالله حیدری که مزدور وهابیت است مقاله‌ای تحت عنوان «غدیر سیاه‌ترین روز تاریخ» در سایت وهابی «فتنه نیوز» منتشر کرد.

من از علمای اسلام می‌‌‌پرسم آیا با غدیر خم باید این گونه رفتار کرد؟ آیا این اهانت به پیامبر و حدود 120 هزار صحابه و بی احترامی به خود اسلام نیست؟

وهابیت، مخالف وحدت شیعه و سنی است

* ریشه کینه و دشمنی وهابیت با اسلام در چیست؟

ـ وهابی‌ها از وحدت شیعه و سنی زجر می‌کشند، از این که بعد از تاسیس نظام جمهوری اسلامی، شیعه و سنی حتی در استان‌های سنی نشین به طور مسالمت آمیز در کنار هم زندگی می‌کنند، بله برای وهابیت، غدیر سیاه‌ترین روز است. چون غدیر عامل و زمینه ساز وحدت است. تنها چیزی که می‌تواند یک میلیارد و نیم مسلمان را در کنار هم جمع کند مائده اهل بیت است.

مطالبی که نبی مکرم صلی الله علیه و آله در غدیر خم بیان کرده‌اند می‌تواند به عنوان الگو برای وحدت جهان اسلام باشد. وهابی‌ها از وحدت جهان اسلام وحشت دارند، چرا که با وحدت مسلمانان دیگر جایی برای آنها نمی‌ماند.

بارها گفته‌ایم که برای شیعه و سنی اعتقادات تقلیدی به درد نمی‌خورد، هر کدام باید تحقیق و مطالعه کنند و دین حق و مذهب مطابق قرآن را انتخاب کنند. تحقیق از مباحث اعتقادی و مذهبی از اولویت‌های یک مسلمان است.

نظر بزرگان اهل سنت درباره وهابیت

* به عنوان نمونه می‌توانید نظر بزرگان اهل سنت درباره وهابیت را بیان کنید؟

ـ بنا به نقل مجله «الحیاة» دکتر احمد طیب شیخ الازهر در تاریخ چهارم آوریل 2011 مطابق 15 فروردین 1390 رسما اعلام کرد: وأن السلفیین الجدد هم خوارج العصر، این سلفی‌های جدید و این وهابی‌های عصر ما، خوارج زمانه هستند.

و بنا به نقل سایت شیعه نیوزدر تاریخ 07 شهریور 1391 ، دکتر علی جمعه، مفتی اعظم مصر زمانی‌ که وهابی‌‌ها قبر یکی از نوادگان امام حسن مجتبی علیه‌‌السلام در لیبی را خراب کردند گفت: وهابی‌‌ها خوارج عصر و سگان جهنم‌ هستند.

کمکی از جانب دولت دریافت نکرده‌ایم

* شبکه ولایت موفقیت خوبی کسب کرده است و در پاسخ‌گویی به شبهات وهابیت،‌ پیشرو است. آیا این شبکه پر بیننده از سوی دولت هم حمایت می‌شود؟


ـ شبکه ولایت از طرف دولت فعلی به هیچ عنوان حمایت مالی یا غیر مالی نمی‌شود. حتی یک برگه کاغذ و یک مداد هم به ما کمک نکرده‌اند.


برچسب‌ها:

تاريخ : سه‌شنبه 23 مهر 1392 | 17:08 | نویسنده : raefipour | ارسال نظر(0)
صفحه قبل1...4567صفحه بعد
.: Weblog Themes By BlackSkin :.
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران