برچسب‌ها:

ادامه مطلب
تاريخ : پنج‌شنبه 25 مهر 1392 | 10:05 | نویسنده : raefipour | ارسال نظر(0)

    بسم الله الرحمن الرحيم
 
سال دهم هجرت که مسلمانان همراه پيامبر اکرم(ص) مراسم حج را به پايان رساندند و آن سال، بعدا «حجة الوداع‏» نام گرفت، پيامبر اکرم(ص) عازم مدينه گرديد. فرمان حرکت صادر شد. هنگامى که کاروان به سرزمين «رابغ‏» در سه ميلى جحفه که ميقات حجاج است، رسيد امين وحى در مکانى به نام «غديرخم‏» فرود آمد. آيه:«يا ايها الرسول بلغ ما انزل اليک من ربک و ان لم تفعل فما بلغت رسالته والله يعصمک من الناس‏».نازل شد که اى پيامبر، آنچه از طرف خدا فرستاده شده، به مردم ابلاغ کن. اگر اين کار را نکنى، رسالت‏خود را تکميل نکرده‏اى و خداوند تو را از گزند مردم حفظ خواهد کرد. سوره مائده، آيه دستور توقف در آن مکان صادر شد. همه مردم ايستادند. وقت ظهر هوا، بشدت گرم بود. پيامبر اکرم(ص) نماز ظهر را با جماعت‏خواند سپس در حالى که مردم دور او را گرفته بودند، بر روى نقطه بلندى که از جهاز شتران برپا شد، قرار گرفت و با صداى رسا خطبه خواند و سپس فرمود: «مردم نزديک است من دعوت حق را لبيک گويم و از ميان شما بروم من مسؤولم و شما هم مسؤوليد».

سپس مطالبى گرانبها بيان کرد و فرمود: «من دو چيز نفيس در ميان شما به امانت گذاردم، يکى کتاب خدا و ديگرى عترت و اهل بيت من، اين دو هرگز از هم جدا نشوند. مردم بر قرآن و عترت من پيشى نگيريد و در عمل به آنها کوتاهى نورزيد که هلاک مى‏شويد».

در اين هنگام دست على(ع) را گرفت و او را بلند کرد و به همه مردم معرفى نمود، سپس فرمود: «سزاوارتر بر مؤمنان از خود آنان کيست؟ همگى گفتند: خدا و پيامبر او داناترند».
پيامبر اکرم(ص) فرمود: «خدا، مولاى من و من، مولاى مؤمنانم و من بر آنها از خودشان اولى و سزاوارترم‏».

بعد فرمود: « من کنت مولاه فهذا على مولاه‏اللهم وال من والاه و عاد من عاداه و... »
«اى مردم هرکس من مولاى اويم، على مولاى اوست، خداوندا کسانى را که على را دوست دارند، دوست بدار و کسانى که او را دشمن دارند، دشمن دار و...»

سپس فرشته وحى نازل شد و آيه «اليوم اکملت لکم دينکم...» را نازل فرمود و آن روز در تاريخ اسلام جاودانه و حماسه‏ساز شد.



برچسب‌ها:

ادامه مطلب
تاريخ : پنج‌شنبه 25 مهر 1392 | 09:58 | نویسنده : raefipour | ارسال نظر(0)

 

                   بسم الله الرحمن الرحيم
 
سال دهم هجرت که مسلمانان همراه پيامبر اکرم(ص) مراسم حج را به پايان رساندند و آن سال، بعدا «حجة الوداع‏» نام گرفت، پيامبر اکرم(ص) عازم مدينه گرديد. فرمان حرکت صادر شد. هنگامى که کاروان به سرزمين «رابغ‏» در سه ميلى جحفه که ميقات حجاج است، رسيد امين وحى در مکانى به نام «غديرخم‏» فرود آمد. آيه:«يا ايها الرسول بلغ ما انزل اليک من ربک و ان لم تفعل فما بلغت رسالته والله يعصمک من الناس‏».نازل شد که اى پيامبر، آنچه از طرف خدا فرستاده شده، به مردم ابلاغ کن. اگر اين کار را نکنى، رسالت‏خود را تکميل نکرده‏اى و خداوند تو را از گزند مردم حفظ خواهد کرد. سوره مائده، آيه دستور توقف در آن مکان صادر شد. همه مردم ايستادند. وقت ظهر هوا، بشدت گرم بود. پيامبر اکرم(ص) نماز ظهر را با جماعت‏خواند سپس در حالى که مردم دور او را گرفته بودند، بر روى نقطه بلندى که از جهاز شتران برپا شد، قرار گرفت و با صداى رسا خطبه خواند و سپس فرمود: «مردم نزديک است من دعوت حق را لبيک گويم و از ميان شما بروم من مسؤولم و شما هم مسؤوليد».

سپس مطالبى گرانبها بيان کرد و فرمود: «من دو چيز نفيس در ميان شما به امانت گذاردم، يکى کتاب خدا و ديگرى عترت و اهل بيت من، اين دو هرگز از هم جدا نشوند. مردم بر قرآن و عترت من پيشى نگيريد و در عمل به آنها کوتاهى نورزيد که هلاک مى‏شويد».

 


برچسب‌ها:

ادامه مطلب
تاريخ : پنج‌شنبه 25 مهر 1392 | 09:31 | نویسنده : raefipour | ارسال نظر(0)

بسم الله الرحمن الرحیم

نغمه جویبار و صدای آبشار و عبور نسیم از شاخسار و آواز قمری و بلبل و ساز موسیقی ملایم و مسرت بخش طبیعت است. انسان نیز با ویولون و سنتور و تار و با ایجاد ارتعاشات مصنوعی آهنگی می‌سازد كه گاه می‌خنداند و زمانی می‌گریاند، گاهی بر حدّ افراط نیروی نشاط را در آدمی تحریك می‌كند و زمانی سخت او را به دیار غم و اندوه می‌فرستد و یا او را در حسرت و سرگردانی رها می‌نماید و گاهی اندیشه‌های منطقی او را به خیالات و پندارها تبدیل می‌كند.
در تعریف موسیقی گفته شده: هنری است كه از تنظیم و تركیب صداها به وجود می‌آید و زیبایی آن بر حسب اثری است كه در زهن و احساسات شنونده می‌گذارد و می‌گویند «موسیقی ریشه در درون انسان‌ها دارد»[2] و «فرهنگ و تمدّن بشری بدون موسیقی ناقص است»[3].
درست است كه لذت و احساس خوشی كه ملول شنیدن موسیقی است با تاریخ بشری دوشادوش او در تمام جوامع وجود داشته است و بشر همواره این طبیعت‌گرایی را كه ناشی از لذت خودخواهی او بوده همیشه به همراه داشته است.
لكن سئوال اصلی این است: آیا این لذت چیزی از واقعیت مطلوب آدمی می‌كاهد یا بر آن می‌افزاید؟ آیا سبب رشد و تعالی روح انسان است یا موجب تخدیر روانی اوست؟ برای آن‌كه روشن شود فتاوی فقهی سرچشمه از لسان وحی گرفته و در مسیر فطرت سالم انسان است نه برداشت‌های «سنتی و بعضاً مغرضانه»[4] در ابتدا باید تحلیلی دقیق و علمی از موسیقی و آثار آن در جسم و جان آدمی داشته باشیم و نظرات روانشناسان و سایر متخصصین را مرور نمائیم و در پی آن نیز پای كلام الهی و امامان معصوم نشینیم تا به این باور برسیم كه غرق شدن در دنیای موسیقی چه آثار زیانباری بر روح و روان ما می‌گذارد و چه اثرات سوئی در فرد و جامعه هویدا می‌شود. و این حقیقتی است كه علم و دین بر آن اتفاق نظر دارند و به سادگی و با ادعاهای شاعرانه نمی‌توان از كنارش گذشت و محدودیت‌های دینی را نادیده گرفت.
1ـ موسیقی و روح و روان:
روشن است اگر تحریك مثبتی را در موسیقی در نظر بگیریم كه ما را از موجودیت حقیقی خود با یك گروه نوسانات بالاتر می‌برد می‌بینیم هنگامی كه موسیقی تمام می‌شود یك سرازیری حقیقی را در خود احساس می‌كنیم، موسیقی سایه‌ای از ما بر ایمان ساخته و آن را بالا برده و پس از پایان آن شبح مصنوعی از بین رفته و واقعیات با همان خشكی و خشونت نمودار می‌شود. تمام هنر موسیقی در این است كه ما را خواسته و ناخواسته به سفری در دنیای ذهنی و خیالی دعوت می‌كند و انسان را به فضایی می برد كه برای آن آفریده نشده و سرانجام سرگردان و متحیّر و لبریز احساساتی كه به طور مصنوعی تحریك شده رها می‌شود. او می‌ماند و انبوهی از احساسات تخلیه نشده، كه نه می‌تواند از آن دنیای خیالی دل كنده و به زندگی واقعی روی آورد و نه واقعیت پیرامون خود را فراموش كند با تكرار این حالات و اعتیاد به موسیقی چیزی جز تخدیر روح و روان حاصل نمی‌شود. همچون كسی كه برای فرار از واقعیات و به جای سازگاری با آن در دنیای خودخواهی و اوهام فرو رفته و به موادّ مخدّر پناه می‌برد. لذا غرق شدن در دنیای موسیقی پسندیده نیست و باید به حدّ نیاز و مجاز آن اكتفا نمود.
اگر موسیقی آن چنانه كه عاشقان دلباخته‌اش می‌گویند حقیقتاً روح انسانی را تصفیه می‌كند چرا با شیوع آن در شرق و غرب به اعتراف كارشناسان، انواع بیماریهای روانی و فساد اخلاقی شایع شده است؟!
كسی كه موسیقی را چاشنی روح می‌شمارد این مطلب را در نظر نمی‌گیرد كه ارواح آدمی كه در شعله‌های انحراف از واقعیت‌ها می‌سوزد چه نتیجه‌ای از تحریك خیالات و رؤیاهای غیر عملی به دست خواهد آورد؟ آیا این تحریكات، ادامه تخدیر در مقابل واقعیت‌ها نیست؟[5]
2ـ موسیقی و علم پزشكی:
امروزه با پیشرفت روزافزون دانش و تجربیّات انسان علم پزشكی نیز بر اثرات سوء موسیقی بر اعصاب و روان واقف گشت، آن‌ها اذعان می‌دارند موسیقی با نواهای حزن انگیز و نشاط انگیز خود نظم حیاتی بدن و تعادل دو قسمت از اعصاب نباتی (سمپاتیك و پاراسمپاتیك) كه سبب تنظیم جذب و دفع و هضم و ضربات قلب و فشار خون است را بر هم می‌زند. به نظر روانشناسان گوش دادن به موسیقی موجب ضعف اعصاب است كه خود این بیماری سر چشمه بسیاری از ناراحتی‌های جسمی و روانی است.
دكتر «ولف، آدلر» پرفسور دانشگاه كلمبیا می‌گوید: «بهترین و دلكش‌ترین نواهای موسیقی، شوم‌ترین آثار را روی سلسله اعصاب انسان باقی می‌گذارد» و تحت تأثیر سخنان وی در آمریكا هزاران نفر تقاضای جلوگیری از كنسرت عمومی كردند.
همچنین دكتر «اویزن اسوت مارون» پیرامون تأثیر موسیقی بر ضربان قلب و سكته قلبی می‌گوید: «هیجان بزرگترین عامل سكته‌های قلبی است و هنرمندان اغلب به علت سكته قلبی درگذشته‌اند.»
همچنین موسیقی عامل اختلالات دماغی چون اغتشاشات مغزی، هیجانات روحی، جنون، و سبب ضعف حسّ شنوایی و بینایی و سلب اراده و شكست شخصیت و كوتاهی عمر و عامل جنایت و خودكشی و تهیج شهوت است.[6]


برچسب‌ها:

ادامه مطلب
تاريخ : چهارشنبه 24 مهر 1392 | 16:11 | نویسنده : raefipour | ارسال نظر(0)


برچسب‌ها:

تاريخ : چهارشنبه 24 مهر 1392 | 14:42 | نویسنده : raefipour | ارسال نظر(0)

 
*بسم الله الرحمن الرحیم*

دانش نه در آسمان است که بر شما فرود آید و نه در زیر زمین تا برایتان بیرون آید؛ بلکه دانش در دلهایتان سرشته شده است . به آداب روحانیان متأدّب شوید تا برایتان آشکار گردد . [امام علی علیه السلام]
الحقائق فی محاسن الاخلاق، قرّه العیون، فیض كاشانی، ص 439، مكتبه اسلامیه، تهران، 1378 ق.


 طلب آمرزش
امام علی (عليه ‌السلام):
تَعَطَّرُوا بِالاِستِغْفارِ لا تَفْضَحَنَّكُمْ رَوَايِحُ الذُّنُوبِ.
با طلب آمرزش معطّر و خوشبو شوید تا بوی بد گناهان شما را رسوا نکند.  بحار الأنوار، ج 6، ص 22
 
امام علی (عليه ‌السلام):
حُسْنُ العَفافِ والرِّضا بِالكَفافِ مِن دَعائِمِ الإيمانِ.
خويشتن‌داری و به قدر كفافْ خرسند بودن، از پايه‌های ايمان است. عیون الحکم والمواعظ، ص 229


امام علی (عليه ‌السلام):
سخاوت آن است که تو آغاز کنی ، زيرا آنچه با درخواست داده می شود يا از روی شرم و يا از بيم شنيدن سخن ناپسند است  نهج البلاغه حکمت شماره 52
 
امام علی (عليه ‌السلام):
صَوْمُ شَعْبانَ يَذْهَبُ بِوَسْواسِ الصَّدْرِ وَبَلابِلِ القَلْبِ.
روزۀ ماه شعبان، وسواس دل و پريشانی‌های جان را از بين می‌برد.الخصال، ص612..

امام علی (عليه ‌السلام):
تَعَطَّرُوا بِالاِستِغْفارِ لا تَفْضَحَنَّكُمْ رَوَائِحُ الذُّنُوبِ.
با طلب آمرزش معطّر و خوشبو شوید تا بوی بد گناهان شما را رسوا نکند. بحار الأنوار، ج 6، ص 22
 
 
امام على (علیه السلام):
فَضلُ فِكرٍ وَ تَفَهُّمٍ أنجَعُ مِن فَضلِ تَكرارٍ وَ دَراسَةٍ.
اندیشیدن و فهمیدن سودمندتر است از تکرار بسیار و درس گرفتن.
غررالحکم و دررالکلم، ح6564
 
امام علی (علیه‌ السلام):
يَوْمُ المَظْلومِ عَلَی الظّالِمِ أشَدُّ مِنْ يَوْمِ الظّالِمِ عَلَی المَظْلومِ.
روز ستمديده بر ستمكار سخت‏تر است از روز ستمكار بر ستم‌كشيده. نهج‌ البلاغه، حكمت 241
 

 
 امیرالمومنین علی علیه السلام می فرمایند :
با بى ‏اعتنايى به كارهاى پست ، قدر خود را بالا بريد  بحارالأنوار جلد 75 صفحه 64

 

امیرالمومنین علی علیه السلام می فرمایند آبـروى تـو بـر جـبین تو بسته است و خواهش ، آن را قطره قطره مى چكاند. پس بنگر كه آن را نزد چه كس ‍ فرو مى چكانى. (نهج البلاغه، ح 347)

 

امیرالمومنین علی علیه السلام می فرمایند مـال خـود را بـه كـسـی كـه بـراى تو از آبرویش گذاشته است ، ارزانى دار، زیرا هیچ چیز با بخشیدن آبرو برابرى نكند.
(شرح غررالحكم ، ج 2، ص 236)


 امیرالمومنین علی علیه السلام می فرمایند:آبرویت را آماج تیرهاى گفتار قرار مده . (نهج البلاغه ، ن 69، ص 1067)
 
۱ ـ امیرالمومنین علی علیه السلام می فرمایند: چهار چيز است كه به هر كس داده شود خير دنيا و آخرت به او داده شده :
راستگويى
امانتدارى                                    
حلال خورى
وخوش اخلاقى   
 غررالحكم حکمت 2142
 
هر کس به جز حق جویای عزت شود به ذلت در افتد و هر کس با حق عناد ورزد خوار گردد  
تحف العقول صفحه 95
 
 
 امام علی (علیه‌ السلام):
ما بَرَأ َاللهُ نَسِمَةً خَیْراً مِنْ مُحَمَّدٍ (ص).
خداوند آفریده‌ای بهتر از محمّد (ص) نیافریده  است کافی، ج 1، ص 440
 
التوقيع
   

  امیرالمومنین علی علیه السلام می فرمایند:از گناهان دوری کنید که هیچ بلا و کمبود رزقی حتی خراش پوستی ولغزش پایی ومصیبتی نیست مگر به خاطر گناه.

 

 نقطه بسم الله
شیخ سلیمان بلخی قندوزی در کتاب خود نوشته؛
در کتاب الدّرالمنظم (آمده) بدانکه جمیع اسرارکتب آسمانی درقرآن امده است وآنچه که
 در قرآن موجود است، در فاتحه الکتاب، و آنچه که در فاتحه آمده، در  بسم الله  است،
 و آنچه در بسم الله است، در باء بسمله، و آنچه در باء بسمله است، در نقطه زیر  باء
 است.امام علی –کرم الله وجهه- فرمود؛ من آن نقطه زیر بایم... فرمود؛ از من  سوال
 کنید از اسرار پنهانی؛ من وارث علوم انبیاء هستم.*
*م: ینابیع الموده، ج1
 
 
  ـ امیرالمومنین علی علیه السلام می فرمایند:نماز قلعه و دژ محکمی است که نمازگزار را از  حملات  شیطان نگاه می دارد .    (غررالحکم صفحه 56)
 
  ـ امیرالمومنین علی علیه السلام می فرمایند: تمام کارهای نیک ، حتی جهاد در راه خدا در برابر امر به معروف و نهی از منکر
چون قطره آبی است در برابر دریای پهناور               نهج البلاغه حکمت 374
 
 
 
   امیرالمومنین علی علیه السلام می فرمایند:عذر برادرت را بپذير و اگر عذرى نداشت ، عذرى برايش بتراش .
  بحار الأنوار جلد 74 صفحه 165
 
اسراف
 امیرالمومنین علی علیه السلام می فرمایند:السَّرَفُ مَثْواةٌ، وَالْقَصَدُ مَثْراةٌ.
اسراف موجب هلاکت و میانه‌روی مایۀ زیاد شدن ثروت است.   بحار‌الأنوار، ج 72، ص 192
 حق و باطل
 امیرالمومنین علی علیه السلام می فرمایند:إنَّ الحَقَّ ثَقیلٌ مَرِي‌ءٌ وَ إنَّ الباطِلَ خَفیفٌ وَبِيءٌ.
همانا حق سنگین است، امّا گوارا؛ و باطل سبک است، امّا مسموم و مبتلا.نهج البلاغه، حکمت 376  
 
امیرالمومنین علی علیه السلام می فرمایند:عَجِبتُ لِمَنْ یَقنَطُ ومَعهُ الاستِغفارُ!
در شگفتم از كسى كه آمرزش‌خواهى را دارد و با اين حال نومید می شود   
 نهج البلاغه: حکمت 87

 امیرالمومنین علی می فرمایند :ظلم قدم را می لغزاند و نعمت ها را سلب می کند و امت ها را به هلاکت می کشاند .  شرح غرر الحکم جلد 2 صفحه 36

 امیر المومنین علیعلیه السلام  می فرمایند:ََََََََََََََهیچ ثروتی چون عقل و هیچ فقری چون جهل و هیچ میراثی چون ادب و هیچ پشتیبانی چون مشورت نخواهد بود   تحف العقول صفحه 89

 


امام على (علیه السلام):
أقْبَحُ الْغَدْرِ إذاعَةُ السِّرِّ.
زشت‌ترين خيانت، فاش كردن راز است    مستدرک الوسائل: 12 / 305

خاموشى
امام على (علیه السلام):
اِلْزَمِ الصَّمتَ فَأدنَی نَفعِهِ السَّلامَةُ.
خاموشى پيشه كن، زيرا كمترين سود آن سالم ماندن استغرر الحکم، ص 2314

 

قال علی (ع) : و حَجُّ البَیتِ و العُمرَةُ، فإنَّهُما یَنْفِیانِ الفَقرَ، و یُکَفِّرانِ الذَّنبَ، و یُوجِبانِ الجَنَّةَ.
 

به جا آوردن حج و عمره ناداری را از بین می‌برد، گناهان را پاک می‌کند و موجب رفتن به بهشت می شود   میزان الحکمه، ح 3280


قال علی (ع) : با خردمندان مشورت کن ، تا از لغزش و پشیمانی در امان باشی  شرح غرر الحکم جلد 4 صفحه 179

 

 
امام علی (علیه‌ السلام):
سَبَبُ زَوالِ اليَسارِ مَنعُ المُحْتاجِ.
راندن نیازمند، علت از بین رفتن آسایش‌ است.  غررالحکم و دررالکلم، ج 4، ص 190

 

امام علی (علیه‌ السلام):
لَو يَعْلَمُ المُصَلِّي ما يَغْشاهُ مِنَ الرَّحمَةِ لَما رَفَعَ رَأسَهُ مِنَ السُّجودِ.

اگر نماز گزار می‌دانست که تا چه اندازه مورد رحمت خداوند است، هرگز سر از سجده برنمی‌داشت. تصنيف غررالحكم، ص 175

زن گل است و لطيف ، نه كارگزار و دلير   نهج البلاغه ، نامه 31

 تدبیر حکومت
امام علی (عليه‌السلام):
حُسنُ السّیاسَةِ قِوامُ الرَّعیَّةِ.
سیاست‌ورزی نیکو مایۀ استواری مردم است. غررالحکم و دررالکلم،ح 4818
نویسنده:ghadir313

نظر یادتون نره


برچسب‌ها:

تاريخ : چهارشنبه 24 مهر 1392 | 14:38 | نویسنده : raefipour | ارسال نظر(0)

*به نام خدا*

روزی خدمت امیرمؤمنان علی علیه السلام عرض کرد: بالاترین فضیلت خود را از سوی پیامبر صلی الله علیه و آله به من خبر دهید. حضرت فرمود: «پیامبر صلی الله علیه و آله مرا در غدیر خم منصوب کرد و وجوب ولایت مرا از طرف خداوند و به امر او اعلام فرمود».


حضرت زهرا علیهاالسلام و غدیر

حضرت زهرا علیهاالسلام درباره ماجرای غدیر می فرماید: «پیامبر در روز غدیر، پیمان ولایت را برای علی علیه السلام محکم کرد تا بدین وسیله، امید دشمنان را ناامید سازد».
امام رضا علیه السلام و عید غدیر

امام رضا علیه السلام درباره عید غدیر می فرماید:«این روز، روز عیدِ خاندان محمد صلی الله علیه و آله است. هر کس آن را عید بگیرد، خداوند مالش را زیاد می کند».
امام رضا علیه السلام و هدایا در روز غدیر

در روایت آمده است که حضرت رضا علیه السلام در روز عید غدیر، عده ای از یاران نزدیک خود را برای شام دعوت کرد و به منازل آنان هدایا و عیدی فرستاد و درباره فضیلت های این روز، سخنانی ایراد فرمود».
حضرت معصومه علیهاالسلام و حدیث غدیر

حضرت فاطمه معصومه علیهاالسلام حدیث غدیر را به سند زیر نقل فرموده است: حضرت فاطمه دختر امام موسی بن جعفر علیه السلام ، از فاطمه دختر امام صادق علیه السلام ، از فاطمه دختر امام باقر علیه السلام ، از فاطمه دختر امام زین العابدین علیه السلام ، از فاطمه و سکینه دختران امام حسین علیه السلام ، از اُمّ کلثوم دختر فاطمه زهرا علیهاالسلام نقل فرموده است که مادرش حضرت زهرا دختر پیامبر صلی الله علیه و آله خطاب به مردم فرمود: «آیا سخن پیامبر خدا را در روز غدیر خم فراموش کردید که فرمود: هر کس من مولا و صاحب اختیار اویم، علی مولا و صاحب اختیار اوست؟».




برچسب‌ها:

ادامه مطلب
تاريخ : چهارشنبه 24 مهر 1392 | 14:19 | نویسنده : raefipour | ارسال نظر(0)

هان! روا و ناروا بيش از آن است كه من شمارش كنم و بشناسانم و در اين جا يكباره به روا فرمان دهم و از ناروا بازدارم. از اين روي مأمورم از شما بيعت بگيرم كه دست در دست من نهيد در مورد پذيرش آن چه از سوي خداوند آورده ام دربارۀ علي اميرالمؤمنين و اوصياي پس از او كه آنان از من و اويند. و اين امامت به وراثت پايدار است و فرجام امامان، مهدي است و استواري امامت تا روزي است كه او با خداوند قدر و قضا ديدار كند.

هان مردمان! شما را به هرگونه روا و ناروا راهنمايي كردم و از آن هرگز برنمي گردم. بدانيد و آگاه باشيد! آن ها را ياد كنيد و نگه داريد و يكديگر را به آن توصيه نماييد و در آن [احكام خدا ]دگرگوني راه ندهيد. هشدار كه دوباره مي گويم: بيدار باشيد! نماز را به پا داريد. و زكات بپردازيد. و امر به معروف كنيد و از منكر بازداريد.

 

أَلاوَإِنَّ رَأْسَ الْأَمْرِ بِالْمَعْرُوفِ أَنْ تَنْتَهُوا إِلي قَوْلي وَتُبَلِّغُوهُ مَنْ لَمْ يَحْضُرْ وَ تَأْمُروُهُ بِقَبُولِهِ عَنِّي وَتَنْهَوْهُ عَنْ مُخالَفَتِهِ، فَإِنَّهُ أَمْرٌ مِنَ الله عَزَّوَجَلَّ وَمِنِّي. وَلا أَمْرَ بِمَعْروفٍ وَلا نَهْي عَنْ مُنْكَرٍ إِلاَّمَعَ إِمامٍ مَعْصومٍ.

 

مَعاشِرَالنّاسِ، الْقُرْآنُ يُعَرِّفُكُمْ أَنَّ الْأَئِمَّةَ مِنْ بَعْدِهِ وُلْدُهُ، وَعَرَّفْتُكُمْ إِنَّهُمْ مِنِّي وَمِنْهُ، حَيْثُ يَقُولُ الله في كِتابِهِ: (وَ جَعَلَها كَلِمَةً باقِيَةً في عَقِبِهِ). وَقُلْتُ: «لَنْ تَضِلُّوا ما إِنْ تَمَسَّكْتُمْ بِهِما».

 

مَعاشِرَالنّاسِ، التَّقْوي، التَّقْوي، وَاحْذَرُوا السّاعَةَ كَما قالَ الله عَزَّوَجَلَّ: (إِنَّ زَلْزَلَةَ السّاعَةِ شَيءٌ عَظيمٌ). اُذْكُرُوا الْمَماتَ (وَالْمَعادَ) وَالْحِسابَ وَالْمَوازينَ وَالُْمحاسَبَةَ بَيْنَ يَدَي رَبِّ الْعالَمينَ وَالثَّوابَ وَالْعِقابَ. فَمَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ أُثيبَ عَلَيْها وَ مَنْ جاءَ بِالسَّيِّئَةِ فَلَيْسَ لَهُ فِي الجِنانِ نَصيبٌ.

 

و بدانيد كه ريشه ي امر به معروف اين است كه به گفته ي من [درباره ي امامت ] برسيد و سخن مرا به ديگران برسانيد و غايبان را به پذيرش فرمان من توصيه كنيد و آنان را از ناسازگاري سخنان من بازداريد؛ همانا سخن من فرمان خدا و من است و هيچ امر به معروف و نهي از منكري جز با امام معصوم تحقق و كمال نمي يابد.

 

هان مردمان! قرآن بر شما روشن مي كند كه امامان پس از علي فرزندان اويند و من به شما شناساندم كه آنان از او و از من اند. چرا كه خداوند در كتاب خود مي گويد: «امامت را فرماني پايدار در نسل او قرار داد...» و من نيز گفته ام كه: «مادام كه به قرآن و امامان تمسك كنيد، گمراه نخواهيد شد.»

 

هان مردمان! تقوا را، تقوا را رعايت كرده از سختي رستخيز بهراسيد همان گونه كه خداوند عزّوجل فرمود: «البته زمين لرزه ي روز رستاخيز حادثه ي بزرگ است...»

 

مرگ، قيامت، و حساب و ميزان و محاسبه ي در برابر پروردگار جهانيان و پاداش كيفر را ياد كنيد. آن كه نيكي آورد، پاداش گيرد. و آن كه بدي كرد، بهره ي از بهشت نخواهد برد.

*بخش یازدهم: بيعت گرفتن رسمي*

 

مَعاشِرَالنّاسِ، إِنَّكُمْ أَكْثَرُ مِنْ أَنْ تُصافِقُوني بِكَفٍّ واحِدٍ في وَقْتٍ واحِدٍ، وَقَدْ أَمَرَنِي الله عَزَّوَجَلَّ أَنْ آخُذَ مِنْ أَلْسِنَتِكُمُ الْإِقْرارَ بِما عَقَّدْتُ لِعَلِي أَميرِالْمُؤْمنينَ، وَلِمَنْ جاءَ بَعْدَهُ مِنَ الْأَئِمَّةِ مِنّي وَ مِنْهُ، عَلي ما أَعْلَمْتُكُمْ أَنَّ ذُرِّيَّتي مِنْ صُلْبِهِ.

 

فَقُولُوا بِأَجْمَعِكُمْ: «إِنّا سامِعُونَ مُطيعُونَ راضُونَ مُنْقادُونَ لِما بَلَّغْتَ عَنْ رَبِّنا وَرَبِّكَ في أَمْرِ إِمامِنا عَلِي أَميرِالْمُؤْمِنينَ وَ مَنْ وُلِدَ مِنْ صُلْبِهِ مِنَ الْأَئِمَّةِ. نُبايِعُكَ عَلي ذالِكَ بِقُلوُبِنا وَأَنْفُسِنا وَأَلْسِنَتِنا وَأَيْدينا. علي ذالِكَ نَحْيي وَ عَلَيْهِ نَموتُ وَ عَلَيْهِ نُبْعَثُ. وَلانُغَيِّرُ وَلانُبَدِّلُ، وَلا نَشُكُّ (وَلانَجْحَدُ) وَلانَرْتابُ، وَلا نَرْجِعُ عَنِ الْعَهْدِ وَلا نَنْقُضُ الْميثاقَ.

 

هان مردمان! شما بيش از آنيد كه در يك زمان با يك دست من بيعت نماييد. از اين روي خداوند عزّوجل به من دستور داده كه از زبان شما اقرار بگيرم و پيمان ولايت علي اميرالمؤمنين را محكم كنم و نيز بر امامان پس از او كه از نسل من و اويند؛ همان گونه كه اعلام كردم كه ذرّيّه من از نسل اوست.

 

پس همگان بگوييد:

 

«البتّه كه سخنان تو را شنيده پيروي مي كنيم و از آن ها خشنوديم و بر آن گردن گذار و بر آن چه از سوي پروردگارمان در امامت اماممان علي اميرالمؤمنين و امامان ديگر - از صلب او - به ما ابلاغ كردي، با تو پيمان مي بنديم با دل و جان و زبان و دست هايمان. با اين پيمان زنده ايم و با آن خواهيم مرد و با آن اعتقاد برانگيخته مي شويم. و هرگز آن را دگرگون نكرده شكّ و انكار نخواهيم داشت و از عهد و پيمان خود برنمي گرديم.

 

 وَعَظْتَنا بِوَعْظِ الله في عَلِي أَميرِالْمؤْمِنينَ وَالْأَئِمَّةِ الَّذينَ ذَكَرْتَ مِنْ ذُرِّيتِكَ مِنْ وُلْدِهِ بَعْدَهُ، الْحَسَنِ وَالْحُسَيْنِ وَ مَنْ نَصَبَهُ الله بَعْدَهُما. فَالْعَهْدُ وَالْميثاقُ لَهُمْ مَأْخُوذٌ مِنَّا، مِنْ قُلُوبِنا وَأَنْفُسِنا وَأَلْسِنَتِنا وَضَمائِرِنا وَأَيْدينا. مَنْ أَدْرَكَها بِيَدِهِ وَ إِلاَّ فَقَدْ أَقَرَّ بِلِسانِهِ، وَلا نَبْتَغي بِذالِكَ بَدَلاً وَلايَرَي الله مِنْ أَنْفُسِنا حِوَلاً. نَحْنُ نُؤَدّي ذالِكَ عَنْكَ الّداني والقاصي مِنْ اَوْلادِنا واَهالينا، وَ نُشْهِدُالله بِذالِكَ وَ كَفي بِالله شَهيداً وَأَنْتَ عَلَيْنا بِهِ شَهيدٌ».

 

مَعاشِرَالنّاسِ، ماتَقُولونَ؟ فَإِنَّ الله يَعْلَمُ كُلَّ صَوْتٍ وَ خافِيَةَ كُلِّ نَفْسٍ، (فَمَنِ اهْتَدي فَلِنَفْسِهِ وَ مَنْ ضَلَّ فَإِنَّما يَضِلُّ عَلَيْها)، وَمَنْ بايَعَ فَإِنَّما يُبايِعُ الله، (يَدُالله فَوْقَ أَيْديهِمْ).

 

مَعاشِرَالنّاسِ، فَبايِعُوا الله وَ بايِعُوني وَبايِعُوا عَلِيّاً أَميرَالْمُؤْمِنينَ وَالْحَسَنَ وَالْحُسَيْنَ وَالْأَئِمَّةَ (مِنْهُمْ فِي الدُّنْيا وَالْآخِرَةِ) كَلِمَةً باقِيَةً.

 

[ي رسول خدا] ما را به فرمان خدا پند دادي درباره ي علي اميرالمؤمنين و امامان از نسل خود و او، كه حسن و حسين و آنان كه خداوند پس از آنان برپا كرده است. پس عهد و پيمان از ما گرفته شد از دل و جان و زبان و روح و دستانمان. هر كس توانست با دست وگرنه با زبان پيمان بست. و هرگز پيمانمان را دگرگون نخواهيم كرد و خداوند از ما شكست عهد نبيند. و نيز فرمان تو را به نزديك و دور از فرزندان و خويشان خود خواهيم رسانيد و خداوند را بر آن گواه خواهيم گرفت. و هر آينه خداوند بر گواهي كافي است و تو نيز بر ما گواه باش.»

 

هان مردمان! چه مي گوييد؟ همانا خداوند هر صدايي را مي شنود و آن را كه از دل ها مي گذرد مي داند. «هر آن كس هدايت پذيرفت، به خير خويش پذيرفته. و آن كه گمراه شد، به زيان خود رفته.» و هر كس بيعت كند، هر آينه با خداوند پيمان بسته؛ كه «دست خدا بالي دستان آن هاست.»

 

هان مردمان! اینك با خداوند بيعت كنيد و با من پيمان بنديد و با علي اميرالمؤمنين و حسن و حسين و امامان پس از آنان از نسل آنان كه نشانه ي پايدارند در دنيا و آخرت.

 

يُهْلِكُ الله مَنْ غَدَرَ وَ يَرْحَمُ مَنْ وَ في، (وَ مَنْ نَكَثَ فَإِنَّما يَنْكُثُ عَلي نَفْسِهِ وَ مَنْ أَوْفي بِما عاهَدَ عَلَيْهُ الله فَسَيُؤْتيهِ أَجْراً عَظيماً).

 

مَعاشِرَالنّاسِ، قُولُوا الَّذي قُلْتُ لَكُمْ وَسَلِّمُوا عَلي عَلي بِإِمْرَةِ الْمُؤْمِنينَ، وَقُولُوا: (سَمِعْنا وَ أَطَعْنا غُفْرانَكَ رَبَّنا وَ إِلَيْكَ الْمَصيرُ)، وَ قُولوا: (اَلْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذي هَدانا لِهذا وَ ما كُنّا لِنَهْتَدِي لَوْلا أَنْ هَدانَا الله) الآية.

 

مَعاشِرَالنّاسِ، إِنَّ فَضائِلَ عَلي بْنِ أَبي طالِبٍ عِنْدَالله عَزَّوَجَلَّ - وَ قَدْ أَنْزَلَهافِي الْقُرْآنِ - أَكْثَرُ مِنْ أَنْ أُحْصِيَها في مَقامٍ واحِدٍ، فَمَنْ أَنْبَاَكُمْ بِها وَ عَرَفَها فَصَدِّقُوهُ.

 

مَعاشِرَالنّاسِ، مَنْ يُطِعِ الله وَ رَسُولَهُ وَ عَلِيّاً وَ الْأَئِمَةَ الَّذينَ ذَكرْتُهُمْ فَقَدْ فازَفَوْزاً عَظيماً.

 

خداوند مكّاران را تباه مي كند و به باوفايان مهر مي ورزد. «هر كه پيمان شكند»

 

جز اين نيست كه به زيان خود گام برداشته، و هر كه بر عهدي كه با خدا بسته پابرجا ماند، به زودي خدا او را پاداش بزرگي خواهد داد.»

 

هان مردمان! آن چه بر شما برگفتم بگوييد و به علي با لقب اميرالمؤمنين سلام كنيد و بگوييد: «شنيديم و فرمان مي بريم پروردگارا، آمرزشت خواهيم و بازگشت به سوي تو است.» و نيز بگوييد: «تمام سپاس و ستايش خدايي راست كه ما را به اين راهنمايي فرمود وگرنه راه نمي يافتيم» - تا آخر آيه.

 

هان مردمان! هر آينه برتري هي علي بن ابي طالب نزد خداوند عزّوجل - كه در قرآن نازل فرموده - بيش از آن است كه من يكباره برشمارم. پس هر كس از مقامات او خبر داد و آن ها را شناخت او را تصديق و تأييد كنيد.

 

هان مردمان! آن كس كه از خدا و رسولش و علي و اماماني كه نام بردم پيروي كند، به رستگاري بزرگي دست يافته است.

 

مَعاشِرَالنَّاسِ، السّابِقُونَ إِلي مُبايَعَتِهِ وَ مُوالاتِهِ وَ التَّسْليمِ عَلَيْهِ بِإِمْرَةِ الْمُؤْمِنينَ أُولئكَ هُمُ الْفائزُونَ في جَنّاتِ النَّعيمِ.

 

مَعاشِرَالنّاسِ، قُولُوا ما يَرْضَي الله بِهِ عَنْكُمْ مِنَ الْقَوْلِ، فَإِنْ تَكْفُرُوا أَنْتُمْ وَ مَنْ فِي الْأَرْضِ جَميعاً فَلَنْ يَضُرَّالله شَيْئاً.

 

اللهمَّ اغْفِرْ لِلْمُؤْمِنينَ (بِما أَدَّيْتُ وَأَمَرْتُ) وَاغْضِبْ عَلَي (الْجاحِدينَ) الْكافِرينَ، وَالْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمينَ.

 

هان مردمان! سبقت جويان به بيعت و پيمان و سرپرستي او و سلام بر او با لقب اميرالمؤمنين، رستگارانند و در بهشت هي پربهره خواهند بود.

 

هان مردمان! آن چه خدا را خشنود كند بگوييد. پس اگر شما و تمامي زمينيان كفران ورزند، خدا را زياني نخواهد رسانيد.

 

پروردگارا، آنان را كه به آن چه ادا كردم و فرمان دادم ايمان آوردند، بيامرز. و بر منكران كافر خشم گير! و الحمدللّه ربّ العالمين.

                عید غدیر عید ولایت و بندگی مبارک

ghadir313.loxblog.com

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


برچسب‌ها:

تاريخ : چهارشنبه 24 مهر 1392 | 10:18 | نویسنده : raefipour | ارسال نظر(1)

 بسم الله الرحمن الرحیم

 

أَلا إِنَّ خاتَمَ الْأَئِمَةِ مِنَّا الْقائِمَ الْمَهْدِي.

أَلا إِنَّهُ الظّاهِرُ عَلَي الدِّينِ.

أَلا إِنَّهُ الْمُنْتَقِمُ مِنَ الظّالِمينَ.

أَلا إِنَّهُ فاتِحُ الْحُصُونِ وَهادِمُها.

أَلا إِنَّهُ غالِبُ كُلِّ قَبيلَةٍ مِنْ أَهْلِ الشِّرْكِ وَهاديها.

أَلاإِنَّهُ الْمُدْرِكُ بِكُلِّ ثارٍ لاَِوْلِياءِالله.

أَلا إِنَّهُ النّاصِرُ لِدينِ الله.

أَلا إِنَّهُ الْغَرّافُ مِنْ بَحْرٍ عَميقٍ.

أَلا إِنَّهُ يَسِمُ كُلَّ ذي فَضْلٍ بِفَضْلِهِ وَ كُلَّ ذي جَهْلٍ بِجَهْلِهِ.

أَلا إِنَّهُ خِيَرَةُالله وَ مُخْتارُهُ.

أَلا إِنَّهُ وارِثُ كُلِّ عِلْمٍ وَالُْمحيطُ بِكُلِّ فَهْمٍ.

أَلا إِنَّهُ الُْمخْبِرُ عَنْ رَبِّهِ عَزَّوَجَلَّ وَ الْمُشَيِّدُ لاَِمْرِ آياتِهِ.

أَلا إِنَّهُ الرَّشيدُ السَّديدُ.

أَلا إِنَّهُ الْمُفَوَّضُ إِلَيْهِ.

أَلا إِنَّهُ قَدْ بَشَّرَ بِهِ مَنْ سَلَفَ مِنَ الْقُرونِ بَيْنَ يَدَيْهِ.

أَلا إِنَّهُ الْباقي حُجَّةً وَلاحُجَّةَ بَعْدَهُ وَلا حَقَّ إِلاّ مَعَهُ وَلانُورَ إِلاّعِنْدَهُ.

أَلا إِنَّهُ لاغالِبَ لَهُ وَلامَنْصورَ عَلَيْهِ.

أَلاوَإِنَّهُ وَلِي الله في أَرْضِهِ، وَحَكَمُهُ في خَلْقِهِ، وَأَمينُهُ في سِرِّهِ وَ علانِيَتِهِ.

 

 


برچسب‌ها:

ادامه مطلب
تاريخ : سه‌شنبه 23 مهر 1392 | 22:13 | نویسنده : raefipour | ارسال نظر(0)

غدير اساسي ترين برنامه هاي پيامبر اسلام(ص) براي دوام و عزت و شكوه اسلام است. حضرت در بازگشت از حج، آخرين رسالت خويش را انجام داد. دستور آمد: "يا ايها الرسول بلِّغ ما انزل إليك...؛ مائده (5) آية 67.  اي پيامبر، آن چه از سوي پروردگارت بر تو نازل شده است، به مردم ابلاغ كن، و اگر نكني، پيامش را نرسانده اي. خداوند تو را از گزند مردم نگه مي دارد". پيامبر(ص) در پي نزول اين آيه و دستور خداوند، در هيجدهم ذي الحجه سال دهم هجري در مكاني به نام غدير خم نخست به مردم فرمود: آيا من نسبت به شما ولايت ندارم؟ همه گفتند: بلي اي پيامبر خدا سپس فرمود: "هر كه را من مولا و رهبر او هستم، زين پس علي رهبر و مولاي او است. خدايا، دوست بدار هر كه علي را دوست مي دارد، و دشمن بدار هر كه علي را دشمن مي دارد. خدايا، ياري كن هر كه علي را ياري مي كند و خوار بشمار هر كه علي را خوار شمارد". بعد از اين كار بزرگان صحابه به علي(ع) تبريك گفتند. از اين كه زين پس امام علي(ع) مقام ولايت را بر عهده دارد، آيه نازل شد كه با اين كار دين اسلام و نعمت كامل شد. مائده (5) آية 3.


برچسب‌ها:

ادامه مطلب
تاريخ : سه‌شنبه 23 مهر 1392 | 21:59 | نویسنده : raefipour | ارسال نظر(0)
صفحه قبل1...34567صفحه بعد
.: Weblog Themes By BlackSkin :.
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران